یـ ـک آدمـ ـ
لعنت به شعر / وقتی که تو همش محکومی / لعنت
یـ ـک آدمـ ـ
چقد بگم / چشمانم توبه کرده / از اشک
یـ ـک آدمـ ـ
که لیوانی لبانت را ببوسد و من بسوزم
یـ ـک آدمـ ـ
امروز با یکی از بچه ها بودم / داشتیم در مورد زن میحرفیدیم / بعد اخر نتیجه این شد که نه تنها یکی از مذل های ( حالا هر چی ) زندگی من و اونه بلکه توی جامعه هم مضرر هست / به شدت / د رو غلیظ تلفظ کن
یـ ـک آدمـ ـ
یکی از دلایلی که سحر ُ دوست دارم اینه که همیشه از سیگار خودش واسم تارُف میکنه / این ینی مرد بیخیال / دیروز بازم همین کارو کرد / حس خوبیه وقتی هست / البته شما که نمیشناسینش / بهتر . خیلی ها رو نباید شناخت
یـ ـک آدمـ ـ
دوست دارم عین نویسنده های روس شم / عاشقشونم
یـ ـک آدمـ ـ
دالی / دیدمت / از پشت شمشادا بدو بیرون