یـ ـک آدمـ ـ
دکمه بسته شد / چمدان بسته شد / در بسته شد / همه چیز بسته شد الا آن موها / که هی وزید و لرزاند هی وزید و لرزاند
یـ ـک آدمـ ـ
که دیوار ها چون دیوار رحم باشد / هی بریز هی بسازد
یـ ـک آدمـ ـ
انگار که من دیر مرده بخاهد با آن چشم ها بجنگد
یـ ـک آدمـ ـ
کاسکت ُ هوش / هر دو از سر این موتور سیکلت ها پرید / کم چشمک بزن / گهی سبز گهی سرخ
یـ ـک آدمـ ـ
به قول مقامر / ستایش دست و پا گیری ست، دامنت / هر چه کوتاه تر بهتر
یـ ـک آدمـ ـ
مرا سخت گرفته بود / و من سخت واژه ها را /// تو رو خدا بگید منظورم فهمیدید بگید بگید
یـ ـک آدمـ ـ
گاهی مردا بغل نمیکنن که کسی رو اروم کنن / بلکه وقتی کسی توی بغلشون باشه تمام ارامش دنیا رو دارن
یـ ـک آدمـ ـ
دیگر ستاره و سوز و ساز و سکوت شور انگیز نیست
یـ ـک آدمـ ـ
یکی از آن دستانت ،حتا شاید یک عصایی / کورم کرده ای
یـ ـک آدمـ ـ
تمام من به هنگام گم کردنت / در پیچ و انحنای تنت
یـ ـک آدمـ ـ
به قول یغما / گفتم : بمان ، نماند
یـ ـک آدمـ ـ
بس است آن طناب را کنار بگذار / من سال هاست که با نخ های سیگار خود را می آویزم
یـ ـک آدمـ ـ
دلم ُ بستم به تو / تا خودم ُ ترک کنم
یـ ـک آدمـ ـ
عجیب پاشیده شده ایم / من و رویاهایمان