یـ ـک آدمـ ـ
هفت شهر عشق را عطار گشت / ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم / همه مرید مولانا ، مولانا مرید شمس و عطار / واااااااااااای عطار ببین چی بوده
یـ ـک آدمـ ـ
تا به کی هدر دهم این همه اکسیژن را
یـ ـک آدمـ ـ
کاناپه ملافه پیچ و سیگار پیچ
یـ ـک آدمـ ـ
من و این قرص های بی اعصاب / تو و آن چشم هایی که دوایند
یـ ـک آدمـ ـ
این نویسنده های روس محشرند / تا لب جنون میبرند آدم رو
یـ ـک آدمـ ـ
من دیوانگی هایم / شما و لایک هایتان / همینیم همین
یـ ـک آدمـ ـ
فرق من تو در همین بود / من تو را در دل کاشتم / تو مرا سر کوچه تان
یـ ـک آدمـ ـ
امروز با یه صندلی خالی قرار داشتم توی کافه / عالی بود / فقط سرم ُ خورد ُ سیگارام ُ کشید
یـ ـک آدمـ ـ
نیازی به آن چشم ها نیست / من خود اعتراف خاهم کرد
یـ ـک آدمـ ـ
برسیم / به داد هم / به راه هم / به خانه هم / به آغوش هم
یـ ـک آدمـ ـ
که چی ؟ هی سنگ بیانداز وقتی دلش خود سنگ است