یـ ـک آدمـ ـ
امروز برای تک تک نفس هایت پک زدم ؛ خسته بودم از سیگار های کافوری . !
AnoøSHa
حال هیچ کجای بشریت را نداری به خودت / می پیچی که مستقیما خطاب نشوی خسته از " راس ِ ساعت " ها .... جا میزنی / از قرار های باد آورده که آب ...به دسته گل ِ تنهاییت ندهی .... تو آنقدر به / بحران زده ای که خوب می دانی گاه درک / قبل از وقوع یک حادثه کاری می کند که شیک ترین لباست را / در نیاورده ، انکار کنی بخوابی / در کسی ، بی آنکه مهم باشد در دیگری بیدار می شوی فحش هایت را نگه داری / اول خانوم همسایه رد شود بعد ، در را ببندی و در چشمهای سگت / قسم بخوری ... از لای زخم هایت هم که شده / برایش استخوان می آوری گریه ات را / بگیری ... بدوی آن دور ها آزاداش کنی و دنیا هنوز هم تو را / بلند بلند بخندد آنقدر بلند که تو / کوتاه بیایی ...و باور کنی آدم خنده داری هستی...... . . راستی آقای ژکوند ... هوای دستهایت را داشته باش آن دنیا ،مملو از جیب / زن هاییست که خنده خنده لختت می کنند
ولی موهاش موج نداشتا : د ی
14 سال و 4 ماه و 22 روز و 21 ساعت قبلموی کی ؟
14 سال و 4 ماه و 22 روز و 20 ساعت و 59 دقيقه قبلموی من :-"
14 سال و 4 ماه و 22 روز و 20 ساعت و 57 دقيقه قبل