دختر گوشه ي پيراهن مادر را کشيد و گفت : مامان کي برام کاپشن مي خري ؟ مادر به چشمان سياه دختر نگاه کرد و گفت : هر وقت برف بياد .... دختر به دانه هاي ريز برف نگاه کرد . گوشه ي پيراهن مادر را کشيد و گفت : مامان داره برف مياد بريم کاپشن بخريم ؟!.....مادر اين بار به عکس پدر روي تاقچه نگاه کرد و گفت : الان که داره برف مياد . باشه هر وقت بند اومد!
@یـ ـک آدمـ ـ چه لطیف است حس آغازی دوباره،و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس…و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!و چه اندازه شیرین است امروز… روز میلاد…روز تو ! روزی که تو آغاز شدی ! تولدت مبارک



14 سال و 10 ماه و 12 روز و 4 ساعت و 17 دقيقه قبلسپاس
14 سال و 10 ماه و 12 روز و 3 ساعت و 58 دقيقه قبل