زنی ، بچه به بغل سوار اتوبوس شد. راننده اتوبوس گفت : بچه ی شما زشت ترین بچه ای است که در عمر دیده ام. به زن خیلی برمی خورد. زن به مسافری که در کنار او نشسته است می گوید : ” شنیدید ، راننده چه توهینی به من کرد؟ ” مسافر می گوید : ” این میمون رو بده به من ، برو پیش رئیس اتوبوسرانی ازش شکایت کن. “

14 سال و 2 ماه و 9 روز و 15 ساعت و 9 دقيقه قبل
14 سال و 2 ماه و 9 روز و 15 ساعت و 6 دقيقه قبلآفرین حالا شد
14 سال و 2 ماه و 9 روز و 15 ساعت و 4 دقيقه قبل
مامان قربونت بره
14 سال و 2 ماه و 9 روز و 15 ساعت و 3 دقيقه قبلفدای مامانی
14 سال و 2 ماه و 9 روز و 15 ساعت و 2 دقيقه قبل