raha
دوستان ما فلا رفتیم کاری باری حرفی سخنی چیزی ندارید؟؟؟؟؟؟؟؟؟
raha
یه بار عاشق شده بودم و شکست عشقی بدی خورده بودم! واسه همین رفتم تو اتاق و درو رو خودم بستم… بعد از یه ساعت صدام کردن که بیا شام بخور داره سرد میشه ! گفتم: من دیگه هیچی نمیخورم ، میخوام بمیــــــــرم گفتن : شام ماکارونیه ، ته دیگ سیب زمینی هم داره که دوس داری یعنی اونو بیشتر از ماکارونی دوست داشتی؟! نامردا نقطه ضعفِ منو پیدا کرده بودن ..!
raha
وقتی به کسی بطور کامل و بدون هیچ شک و تردیدی اعتماد می کنید در نهایت دو نتیجه کلی خواهید داشت : ” شخصی برای زندگی “ یا ” درسی برای زندگی “
چرا رفتی لطفا درو باهات ببنید
14 سال و 2 ماه و 10 روز و 1 ساعت و 22 دقيقه قبلببینم چی میشه...
14 سال و 2 ماه و 10 روز و 1 ساعت و 21 دقيقه قبل