حسودم، به #انگشتهایت وقتی موهایت را مرتب میکنند #حسودم، به #چشمهایت وقتی تو را در آینه میبینند چه#کار کنم؟ من مرد روشنفکری نیستم انسانی غارنشینم، که قلبم هنوز در #سرم میتپد؛ - که بادی که پنجرههای خانهام را به هم میکوبد، روزی اگر موهای دیگری را #پریشان کرده باشد چه؟ و #بارانی که باریده و نباریده تورا #یادم میآورد، روزی اگر دیگری را یادت بیاورد چه؟