delshekaste
دل من یه روز به دریا زد و رفت / پشت پا به رسم دنیا زد و رفت
delshekaste
دلم برای خودم تنگ می شود آری /همیشه بی خبر از حال خویشتن بودم /نشد جواب بگیرم سلام هایم را /هر آنچه شیفته تر از پی شدن بودم
delshekaste
نمیدونم چرا نوشته هاش میترسونتم/// شاید واسش مهم نیستم دیگه یا ........./// ای خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
delshekaste
خیلی سخته وقتی هست ولی برای من نیست نباید بهش نزدیک شم نمیدونم اصلا بهم فکر میکنه یانه؟ تنها کاری که میتونم بکنم نگاه به عکسشه و خوندنه....و اشک و اشک و اشک
delshekaste
ماه عباد تست و من با لب روزه دار ازین / قول و غزل نوشتنم بیم گناه کردنست