delshekaste
دل که از بوی عشق کمرنگ است/ نه دل است آن که پاره ی سنگ است
delshekaste
دیشب از زمزمه عشق تو بیدار شدم/ من چه کردم که به عشق تو گرفتار شدم
delshekaste
تا چند بسته ماندن در دام خود فریبی /باغیر آشنایی با آشنا غریبی
delshekaste
توسط موبایل
لحظه هایی هست که دلم بدجوری برات تنگ میشه من اسم این لحظه ها رو همیشه گذاشته ام (م.خ)
delshekaste
نشود فاش کسی آنچه میان من و توست / تا اشارات نظر نامه رسان من و توست
delshekaste
تا بوده چشم عاشق در راه یار بوده/بی آنکه وعده باشد در انتظار بوده
delshekaste
دل میرود دستم صاحبدلان خدا را /دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
delshekaste
توسط موبایل
اتفاقا دلتنگی خیلی هم بده بی معرفت دلم بدجور تنگته(م.خ)