delshekaste
تا به گیسوی تو دست ناسزایان کم رسد// هر دلی از حلقه ای در ذکر یا رب یا رب است
delshekaste
قدم به قدم کوچه به کوچه در به در به دنبال خـنــــــده های گم شده ام می گـــــــــردم آهای با توام... با تو !! که کوله بار رفتن ت ، همه ی لبخندهای زندگی من بود ...
delshekaste
چنگ خمیده قامت می خواندت به عشرت // بشنو که پند پیران هیچت زیان ندارد
delshekaste
ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما // افتاده در غرقابهای تا خود که داند آشنا
delshekaste
روزی که دلم پیش دلت بود گرو / دستان مرا سخت فشردی که نرو / روزی که دلت به دیگری مایل شد / کفشان مرا جفت نمودی که برو
delshekaste
ای صبا سوختگان بر سر ره منتظرند //گر از آن یار سفر کرده پیامی داری
delshekaste
برای اداره کردن خویش ، از سرت استفاده کن . برای اداره کردن دیگران ، از قلبت. (دالایی لاما )
delshekaste
دردا و دریغا که چنین در هوسی /کردیم تن عزیز خود، بهر خسی /زهر غم روزگار خوردیم بسی /از دست دل خویش، نه از دست کسی
delshekaste
نترسم که با دیگری خو کنی //تو با من چه کردی که با او کنی؟