delshekaste
تو را گم میکنم هر روز و پیدا میکنم هر شب// بدین سان خواب ها را با تو زیبا میکنم هر شب
delshekaste
ای که گفتی جان بده تا باشدت آرام جان// جان به غم هایش سپردم نیست آرامم هنوز
delshekaste
تا شدم حلقه به دوش در میخانه ی عشق// هر دم آید غمی از نو به مبارک بادم
delshekaste
ماییم و نوای بی نوایی// بسم لله اگر حریف مایی
delshekaste
ریاست به دست کسانی خطاست// که از دستشان دستها بر خداست
delshekaste
تا کی به تمنای وصال تو یگانه// اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
delshekaste
می رسد روزی که بی من روزها را سر کنی// می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی