SaMyaR
♥ حال درخت سروی را دارم که سال ها در برابر طوفان های سهمگین ایستاد اما وقتی دل به نسیمی داد شکست♥ ♥ ♥
SaMyaR
اولین سیگار . . . اولین پیک . . . اولین عشق . . . “هرگز فراموش نمیشه”
SaMyaR
بی سیگار که می شوم اندکی ، فقط اندکی پول خرج می کنم و دوباره سیگار دارم اما جوانی ام ، کوه غرورم را خرج کرده ام ، هنوز تو را ندارم . . . !
SaMyaR
سیگارها برایم دو دسته اند : سیگارهای قبل از دیدنت و سیگارهای پس از رفتنت ! هر دو برایم حس غریبی دارند : اولی ، به خاطر دلهره ی نیامدنت و دیگری از ترسِ دیگر ندیدنت . . .
SaMyaR
گاهی بی دلیل سیگار میکشیم ! گاهی با کلی دلیل سیگار میکشیم ! سیگاری که کشیدنش دلیل دارد ، مرا دود میکند و خاکستری از من به جا می گذارد !
SaMyaR
می گن یه نخ سیگار آدم و آروم می کنه… من موندم !! یعنی تو قد سیگارم نبودی…
SaMyaR
آشنا هایم ; غریبه هایی هستند ، که تنها اسمشان را میدانم ...!
SaMyaR
ﺍﻃﺮﺍﻓﺖ ﺭﺍ ﺑﮕﺮﺩ ، ﺑﺎ ﺩﻗﺖ ﺑﻴﺸﺘﺮ ! ﺍﮔﺮ ﺫﺭﻩ ﺍﯼ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ ﺩﯾﺪﯼ ، ﺑﺎ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺍﺷﺎﺭﻫﻤﺨﺎﻃﺒﺶ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﺪﻩ ﻭ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﻣﻦ ﺑﮕﻮ ": ﺗﺎ ﺍﻻﻥ ﮐﺠﺎ ﺑﻮﺩﯼ ؟ !
SaMyaR
یک نفر آمد قرارم را گرفت برگ و بار و شاخسارم را گرفت چهار فصل من بهار بود ، حیف باد پائیزی بهارم را گرفت اعتباری داشتم در پیش عشق با نگاهی ، اعتبارم را گرفت عشق یا چیزی شبیه عشق بود آمد و دار و ندارم را گرفت
SaMyaR
چـقــــدر ســـختــــه منـــطقـــــی فــکر کنــــی . . . وقتــــی احــســـاســـاتـــت داره خـــفــت میـــکنـــه . .
SaMyaR
فرقـے نمـے کند !! بگویم و بدانـے ...! یا ... ... نگویم و بدانـے..! فاصله دورت نمی کند ...!!! ... در خوب ترین جاے جهان جا دارے ...! جایـے که دست هیچ کسـے به تو نمـے رسد. 'دلــــــــــــــم'
SaMyaR
شنیده ام پشت آن کـפּه یه دنیاے زیبایـے هست شنیده ام مردم انجا همه عاشق هستن هر کس به معشـפּقه خود میرسد شنیده ام همه انجا محبت دارن شنیده ام نام آن دیار رפּیاست آرے پشت کـפּه افکار من دنیاے زیبایـے هست پر از مهربانـے درختان آنجا هر فصل سال شکـפּفه میدهند مردم آنجا از دنیاے ما انسان ها بـے خبرند ...
SaMyaR
برف پاک کن بیهوده جان می کَند … باران این سوی شیشه است !