SaMyaR
♥ حال درخت سروی را دارم که سال ها در برابر طوفان های سهمگین ایستاد اما وقتی دل به نسیمی داد شکست♥ ♥ ♥
SaMyaR
زندگی کوتاه ترازآن است که به خصومت بگذرد و قلبها گرامی تر از آن هستند که بشکنند نوعی زندگی کنیم که مردم از صمیم قلب به ما احترام بگذارند نه از روی احتیاج وترس ....
SaMyaR
دلم میخواهد کسی برای دل من ستار بزند
و دلم ستار بزند
چقدر دلم میخواهد که
دلم بزند..
SaMyaR
بچه ها کسی اینجا هست galaxy NOTE II داشته باشه ی سوال دارم
SaMyaR
یارو داشت واسه دوستش تعریف میکرد: آره، چند وقت پیش داشتم توی جنگل می رفتم، که یک دفعه یک شیر وحشی بهم حمله کرد، منم نتونستم فرار کنم اونم منو گرفت و خورد ! دوستش میگه: آخه چطوری میشه؟ تو که الان زنده ای و داری زندگی می کنی!! یارو میگه: ای بابا، کدوم زندگی؟ تو هم به این میگی زندگی؟
SaMyaR
دختره استاتوس گذاشته که خیلی تنهام پسره زيرش نوشته : نشوني بده با بچه محلا بيايم خونتون از تنهايي در بياي !!! واقعا اين پسراي با معرفت كه به فكر بچه محلاشون هستن رو ميبينم بغضم ميگيره ... ببينين چقدر فكر دوستاشونن تك خوري تو ذاتشون نيست . مرد واقعي اينه ها... ببخشيد اشك نمي زاره مانيتورو ببينم
SaMyaR
داستان(خسرو و شیرین) (شیرین و فرهاد) . . . . . . .. . . میگم این شیرینه مشکوک میزنه ! قضییه چیه ؟!
SaMyaR
مـــــــــــــا با اینا شـــــــدیم 75 ملیون؟؟؟!
SaMyaR
این روزها...... عجیب ..... احساس نیاز جنسی میکنم....... حس نیاز به کسی........ ازجنس انسان....
SaMyaR
دل که تنگ باشد دیگر مرد و زن ندارد ! اشک می دود تا گوشه چشمانت و سُر می خورد روی گونه ها ... . . . دل که تنگ باشد تنهایی اتاقت را با خدا هم تقسیم نمی کنی ...
SaMyaR
در حسرت دیدار تو ام گفتم تا بدانی / از من تا تو صد سال راه است و جدایی / حال شب است و غم و تنهایی / افسوس که نیست برایمان هیچ راه وصالی
SaMyaR
فقط رفت بدون کلامی که بوی اشک دهد … فقط رفت بدون نگاهی که رنگ حسرت داشته باشد … فقط رفت … فقط رفت و من شنیدم که توی دلش گفت : راحت شدم … . . دلم خوش بود : اگرچه دستانش در دستانم نیست ، دلش که با من است !!! وقتی دلش با من است یعنی تمام او از آن من است … اما حالا نه دستانش در دستانم هست نه دلش با من ! چقدر سخت است تحمل اینکه به یکباره تهی شوی از او … . . مدتهاست نه به آمدن کسی دلخوشم نه از رفتن کسی دلگیر ؛ بی کسی هم عالمی دارد …
SaMyaR
سعدی کجایی؟ بیا و این شعرت را پس بگیر.... در شهرما بنی آدم ابزر یکدیگرند