sanaz
در شعر من جوانه زدی ، ریشه کردی در دلتنگی هایم احساساتم گل کرد و من سبـــــــز شدم !
sanaz
هیچ چیز جای ِ خودش نیست ! زنـــدگی .. آدم هـــا .. قلب هـا .. یا یکی بی دل است ! ..... یا دو دل ! یکی هم اینجــا... بی تــو ...... دل توی ِ دلش نیست ...
sanaz
دلتنــــــــگم اندکی آغـــــــــوش!!! ترجیحا عاشقانه..
sanaz
تقدیر من این است که با درد بسازم از این دل نامرد دلی مرد بسازم انگار قرار است که من داغ دلم را با گریه ی چشمان خودم سرد بسازم ....
sanaz
بزرگترین حرف های کینه توزانه با این جمله توجیه میشه : ” به خاطر خودت میگم “
sanaz
دل من از غم دوریت مرده ... تو خیال می كنی خوابش برده !!
sanaz
سالهاست عبور کرده ام از خویش...یادم ب خیر!
sanaz
جاده ها پر است از یک نگاه و من در امتداد لحظه ها بدنبال حضور دیگری هستم افق خاکستریست دم دم های غروب است جاده پر است از سکوت بوی رودخانه و صدای گنجشکان و من منتظر پشت پنجره مثل هر غروب پرم از نیامدن هایت.....!!!
چیشده دم از ناراحتی میزنی
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 3 ساعت و 9 دقيقه قبلسلام
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 3 ساعت و 9 دقيقه قبلhi
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 59 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 10 ماه و 27 روز و 12 ساعت و 48 دقيقه قبل