sanaz
گفتم خداوندا سوالی دارم . گفت : بپرس ، گفتم : چرا وقتی خوشحالم همه با من میخندن ، ولی وقتی غمگینم كسی با من نمی گرید؟ گفت : خنده رو برای جمع آوری دوست و غم را برای انتخاب بهترین دوست آفریدم...!!!
sanaz
گرچه دنیــای سرد من ای دوستـــــ بـی تو تلــــخ و تکراریستــــــ رویـــهم رفتـــــــه راضیـــــم زیرا زندگــــی بی توهـــم جاریستــــــ
sanaz
دلگیر نباش! تقصیر از خودت بود !! دسته کلید علاقه که گم شد باید عوض می کردی قفل تمام آرزوها را !!!
sanaz
دیشب باران می بارید و حرفهایم زیر باران ماند چون تو نشنیدی شان و من امروز صبح یه عالمه حرف خیس از زمین جمع کردم
sanaz
چه صبورانه تحمل می کند دلم و دم نمی زند هــــرگــــز از فراموشی هایت با او بودن هایت دوست نداشتن هایت و . . .
sanaz
خدایا! دستانی را در دستانم قرار ده که پاهایش با دیگری پیش نرود . . .
sanaz
دنیا را در هشتاد روز دور زدند.. ما که جای خود داریم
sanaz
غرورم را شکستم , داشتی ؟ / آمدم , حالا تو با من آشتی
sanaz
بوی شوم امتحان آید همی, یار صِفر مهربان آید همی ما ز تعلیم و تعلُم خسته ایم،دل به امید تقلب بسته ایم مابرای کسب مدرک آمدیم،نِی برای درک مطلب آمدیم
sanaz
به خاطر دوست داشتن خجالت نکش اونی باید خجالت بکشه که میدونه دوسش داری اما دوست داشتن بلد نیست
sanaz
تو پادگان چشمات راه رفتم بی معرفت....سهم من از عشقت کلاغ پر بود؟؟!!!؟
sanaz
در ذهن نیافرینمت می میرم از شاخه اگر نچینمت می میرم ای عادت چشم های بی حوصله ام یک روز اگر نبینمت می میرم
sanaz
پیراهن نگاه مرا مکش از پشت که بر می گردم و بی خیال عزیزهای مصری و یعقوب های چشم به راه چنان به خود می فشارمت که هفتاد و هفت سال تمام باران ببارد و گندم درو کنیم..!
sanaz
لبهــات طــعم سیـــگار میـــداد و من میــدونستم تـــو سیـــگار نمیــکشـــی بـــازم خیـــانــت
چیشده دم از ناراحتی میزنی
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 7 ساعت و 27 دقيقه قبلسلام
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 7 ساعت و 27 دقيقه قبلhi
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 5 ساعت و 16 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 10 ماه و 28 روز و 17 ساعت و 6 دقيقه قبل