sanaz
دیر گاهیست كه تنها شده ام قصه غربت صحرا شده ام وسعت درد فقط سهم من است بازهم قسمت غم ها شده ام دگر آیینه ز من بی خبر است كه اسیر شب یلدا شده ام من كه بی تاب شقایق بودم همدم سردی یخ ها شده ام كاش چشمان مرا خاك كنید تا نبینم كه چه تنها شده ام...
sanaz
میدونی فرق تو با جاده چیه؟ جاده رو باید انقدر بری تا برسی به آخرش، ولی تو همینجوری آخرشی، آخرش
sanaz
زندگی صحنه یكتایی هنرمندى ماست،هركسی نغمه خودخواندوازصحنه رود،صحنه پیوسته به جاست خرم آن نغمه كه مردم بسپارندبه یاد!...
sanaz
من یقین دارم كه برگ ، كاین چنین خود را رها كردست در آغوش باد ، فارغ است از یاد مرگ ! آدمی هم مثل برگ ، می تواند زیست بی تشویش مرگ ، گر ندارد همچو او آغوش مهر باد را ، ... ... ... ... می تواند یافت لطف : «هر چه باداباد را
sanaz
دانشمندان به یه نتیجه منطقی رسیدن: از یه جائی به بعد بحث کردن دیگه فایده ایی نداره،باید فحش بدی
sanaz
نیـــوتـــن غـــلط کـــرد !!! واسه بعضــی عمـــل هـــا هیـــچ عکـــس العملـی نیســـت
sanaz
شب که می رسد به خودم وعده می دهم که فردا صبح حتما به تو خواهم گفت. صبح که فرا می رسد و نمی توانم بگویم، رسیدن شب را بهانه می کنم. وباز شب می رسد و صبحی دیگر.... ومن هیچ وقت نمی توانم حقیقت را بگویم. بگذار میان شب و روز باقی بماند؛ که چقدر دوستت دارم...
sanaz
ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺁﺩﻣﯽ ﺭﻭ ﮐﻪ ﺗﻮ جزء ﺣﺎﺷﯿﻪ ﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯿﺸﯽ ﺟﺰء ﺍﻭﻟﻮﯾﺖ ﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﻗﺮﺍﺭش ﻧﺪﻩ...
sanaz
من از روییدن خار سر دیوار دانستم *** که ناکس، کس نمی گردد به این بالا نشینی ها
sanaz
من صبورم..اما..به خدا دست خودم نیست..اگر می رنجم من به احساس تو ایمان دارم و به قلبم ...که تو را میخواهد فقط..این فاصله ها..سخت..مرا می کاهد دست من نیست..اگر گاه..چنین مینالم.. دلم اندازه ی دنیا تنگ است.. و تو از من ..به اندازه ی دنیا دوری.. دل من سخت..تورا میخواهد.. و تو هم باز..ازینجا دوری.. گله ای نیست..به میل خودم عاشق گشتم.. فقط ایکاش..تو احوال مرا می دیدی......
sanaz
بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست بی هر لحضه مرا بیم فرو ریختن است مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست باز می پرسمت از مسئله دوری وعشق وسکوت تو جواب همه مسئله هاست
sanaz
به سلامتی اونایی که تو اوج سختی ها و مشکلات به جای اینکه تَرکمون کنن درکمون می کنن . . .
sanaz
به سلامتیه نسل من که خسته شد از بس دزدکی بوسید… دزدکی حرف زد… دزدکی در آغوش گرفت… دزدکی عشق بازی کرد… دزدکی دوست داشت..
sanaz
بیچاره ام ، خسته ام ، چشم انتظارم توی این پس کوچه ها تنها نذارم نیستی از تاریکی شب ها می ترسم بی وفا دارم توی سرما می لرزم می ترسم از غصه ها دووم نیارم آخه هیچ نشونه ای از تو ندارم آروم آروم دارم از غصه می میرم تو بگو نشونتو از کی بگیرم
چیشده دم از ناراحتی میزنی
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 22 ساعت و 27 دقيقه قبلسلام
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 22 ساعت و 27 دقيقه قبلhi
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 20 ساعت و 16 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 10 ماه و 28 روز و 8 ساعت و 6 دقيقه قبل