sanaz
با اینکه تمام سختی ها روی دوش ثانیه شمار است ولی ما برای خواندن ساعت به آن دو عقربه دیگر نگاه می کنیم... آسمانی باش که عمق وجودت را کسی نبیند و هرکس از برای خودش تو را تفسیر کند عقربه ثانیه شمار درست در بالای اون دوتای دیگه حکم آسمون رو داره...
sanaz
بعضی وقت ها چیزی می نویسی فقط برای یک نفر، اما دلـــــــــــت میگیرد وقتی یادت می افتد که هــــرکســـــــــــی ممکن است بخواند جــــــــــــز آن یـــــــــــــــک نــــــــــــــــــــفر....
sanaz
از خدا میخوام تو زندگیت فقط یه بار تو دو راهى بمونى اونم تو بین الحرمین كه ندونى پیش حسین زانو بزنى یا عباس؟ التماس دعا
sanaz
خســتگـے را تــو به خاطـــر مســــپار که افــــق نزدیـــــکــ اســــــــــت و خـــدایـے بـــیدار کهـ تـــــو را می بیند و بـــــــه عشــــــــق تو همـــــــه حادثــــــه ها می چیـــــند کــــــــه تو یادش افتی و بدانے که همــــــــه بخشــــــــش اوســـــــت و همینش کافـــے اســــــــ♥ . . .
sanaz
تو را هیچگاه نمی توانم از زندگی ام پاک کنم چون تو پاک هستی می توانم تو را خط خطی کنم که آن وقت در زندان خط هایم برای همیشه ماندگار میشوی و وقتی که نیستی بی رنگی روزهایم را با مداد رنگی های یادت رنگ می زنم
sanaz
چـشم هـآیـم رآ مـی بـنـدم زمـآن رآ مـتـوقـفـ مـی کـنـم مـسـآفـتـ هـآ رآ از بـیـن مـی بـرم و تـو رآ در آغـوش مـی گـیـرم دلـم بـرآے در آغــوش گـرفـتـنـتـ تـنگـ شـده اسـتـ ....
sanaz
من صبورم اما... به خدا دست خودم نیست اگر می رنجم اگر شادی زیبای تو رابه غم غربت چشمان خودم میبندم تو نمی دانی چقدر با همه ی عاشقی ام محزونم و به یاد همه ی خاطرهات مثل یک شبنم افتاده به خاک مغمونم من صبورم اما... بی دلیل از قفس کهنه ی شب می ترسم بی دلیل از همه تیرگی تلخ غروب و چراغی که تو را از شب متروک دلم دور کند میترسم من صبورم اما... این بغض گران صبر نمی داند چیست!!!
sanaz
بزرگترین آرزوی اونایی که کارتون کارآگاه کجت رو میدیدن این بود که قیافه ی اونی که گربه رو ناز میکرد رو ببینن!!!
sanaz
من صبورم اما... به خدا دست خودم نیست اگر می رنجم اگر شادی زیبای تو رابه غم غربت چشمان خودم میبندم تو نمی دانی چقدر با همه ی عاشقی ام محزونم و به یاد همه ی خاطرهات مثل یک شبنم افتاده به خاک مغمونم من صبورم اما... بی دلیل از قفس کهنه ی شب می ترسم بی دلیل از همه تیرگی تلخ غروب و چراغی که تو را از شب متروک دلم دور کند میترسم من صبورم اما... این بغض گران صبر نمی داند چیست!!!
sanaz
گاهی دلم تنگ میشود برای خودم گاهی فاصله میگیرم از خویش اخر میدانی...دلتنگی من از نوع دوری بین ما نیست دوری من است از من خود من در خاک است خاکبــــازی میکند ومن در خــلوت خویش خاطــــره بازی دلتنگی من دروغ نیست دروغ دلتنگی من است درست مثل دلتنگی های کودکی ام...
sanaz
می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند ستایش کردم ، گفتند خرافات است عاشق شدم ، گفتند دروغ است گریستم ، گفتند بهانه است خندیدم ، گفتند دیوانه است دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم
sanaz
“مشغول دل” باش , نه”دل مشغول”
sanaz
از سبیل هـای از بنا گوش در رفتـه تـا ابرو های برداشتـه مردان ما چـه راه سختی پیموده انـد!
sanaz
از انتهای خیالت تا هر کجا که بروی ، بازهم بهم میرسیم ، زمین بیهوده گرد نیست !
چیشده دم از ناراحتی میزنی
13 سال و 11 ماه و 4 روز و 11 ساعت و 7 دقيقه قبلسلام
13 سال و 11 ماه و 4 روز و 11 ساعت و 7 دقيقه قبلhi
13 سال و 11 ماه و 3 روز و 8 ساعت و 57 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 10 ماه و 23 روز و 20 ساعت و 46 دقيقه قبل