sanaz
تو نامحدودی پس نامحدود ببین و نامحدود بیندیش اما یادت باشه که توان تو محدود به حدودی است که خود ساخته ای
sanaz
دوست دارم شمع باشم تا که خود تنها بسوزم --- بر سر بالینت امشب از غم فردا بسوزم دوست دارم هاله باشم تا ببوسم روی ماهت --- تا شوم پروانه از شوق تو بی پروا بسوزم دوست دارم ماه باشم تا سحر بیدار باشم --- تا چو مشعل بر سر راهت در این صحرا بسوزم دوست دارم خار باشم دامن وصلت بگیرم --- تا ز مهر آتشینت ای گل زهرا بسوزم دوست دارم خادمت باشم کنم دربانی ات را --- جان نهم در بوته ی عشقت شها یک جا بسوزم دوست دارم کام عطشان تو را سیراب سازم --- گر چه خود از تشنه کامی بر لب دریا بسوزم
sanaz
گاهی نیاز است دکتر به جای یک مشت قرص برایت "فریـــــاد" تجویز کند
sanaz
خودت باش ، کسی هم خوشش نیومد ... به جهنم که نیومد ! اینجا مجسمه سازی ......نیست ...!
sanaz
میشه مثل یه قطره اشک بعضیا رو از چشمت بندازی .... ولی هیچ وقت نمی تونی جلوی اشکی رو بگیری که با رفتن بازیا از چشمت جاری میشه
sanaz
بی رحم ترین پــــدر تویی "آدم"! ببین، نظاره كن! فقط بخاط اینكه سیبی گاز بزنی، تمام فرزندانت را گرسنه شادی گذاشتی؟! تو بـــدتریــن پــدری"آدم"! بنـــگر، نظاره كن! قرن هاست فرزندانت در حسرت یكبار گاز زدن به شادی، و یك لقمه عشق مانده اند...! تـــو با فرزندانت بد كــــردی پـــــدر......
sanaz
دلتنگـی ... پیچیــده نیســت ... یک دل ...یک آسمان ...یــک بغــض و ... آرزوهــای تـَـرک خـورده ...! به همین ســادگـی ....
sanaz
به سلامتی اونایی که تو اوج سختی ها و مشکلات به جای اینکه تَرکمون کنن درکمون می کنن . . .
sanaz
"خــــــــدا" را دوست بدارید ! حداقلش این است که یکی را دوست دارید که روزی به او می رسید...
sanaz
دلتنگی همیشه از ندیدن نیست
لحظه های دیدار با همه زیبایی گاه پر از دلتنگیست
که مبادا دیدار شیرین امروز خاطره تلخ فردا باشد...
sanaz
به سلامتیه نسل من که خسته شد از بس دزدکی بوسید… دزدکی حرف زد… دزدکی در آغوش گرفت… دزدکی عشق بازی کرد… دزدکی دوست داشت..
sanaz
دنیا که شروع شد زنجیر نداشت خدا دنیای بی زنجیر آفرید. آدم بود که زنجیر را ساخت. شیطان کمکش کرد. دل زنجیر شد. عشق زنجیر شد.دنیا پر از زنجیر شد. و آدمها همه دیوانه زنجیری
sanaz
و همان جایی هستی که همه فکر می کنند نیستی ! همین جا، درست وسط قلب من.
sanaz
بیچاره ام ، خسته ام ، چشم انتظارم توی این پس کوچه ها تنها نذارم نیستی از تاریکی شب ها می ترسم بی وفا دارم توی سرما می لرزم می ترسم از غصه ها دووم نیارم آخه هیچ نشونه ای از تو ندارم آروم آروم دارم از غصه می میرم تو بگو نشونتو از کی بگیرم
sanaz
به سلامتیه دل سوخته ها
(▓▓▓(̅(_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅()ڪے
چیشده دم از ناراحتی میزنی
13 سال و 11 ماه و 4 روز و 7 ساعت و 12 دقيقه قبلسلام
13 سال و 11 ماه و 4 روز و 7 ساعت و 11 دقيقه قبلhi
13 سال و 11 ماه و 3 روز و 5 ساعت و 1 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 10 ماه و 23 روز و 16 ساعت و 51 دقيقه قبل