دایی جون
با نهایت تعصف به علت حادثه دلخراشی که باعث فوت یکی از بستگانم شد چند روز اینجا نخواهم امد با تشکر
amin.poursltan
خانه بی سقف ما را اسمانی بود نیست بین ما زندگانی ریسمانی بود، دوستی ها مُحکم دیدار ها پیوسته بود ، پای دیوار جدایی نردبانی بود نیست ،، کاش می شد گذشته ها رو پس بگیرم زنده باشم از وطن نفس بگـــیرم ،، یک پیاده صبح روشن، یک سبد ابر بهاری، بر سر هر سفری رنگین کمانی بود نیست، سال باران های تندُ فصل تندرهای سخت خانه دیروز ها را ناودانی بود نیست ، خاندانی ، خانهمانی ،دود مانی بود نیست، کاش می شد گذشته ها رو پس بگیرم زنده باشم از وطن نفس بگـــیرم ، سایه بانی برسرو دلدادگانی گردهم کنج یک شهر قدیمی خاندانی بود نیست خاندانی ،خانهمانی، دود مانی بود نیست