@sayeh من به خاکستر نشینی عادت دیرینه دارم - سینه مالامال درد اما دلی بی کینه دارم - پاکبازم من ولی در آرزویم عشق بازی ست - مثل هر جنبنده ای من هم دلی در سینه دارم
دلم گرفته به اندازه وسعت تمام دلتنگي هاي عالم شيشه قلبم آنقدر نازك شده كه با كو چكترين تلنگري ميشكند دلم مي خواهد فر ياد بزنم ولي واژه اي نمي يابم كه عمق دردم را در فرياد منعكس كند فريادي در اوج سكوت كه هميشه براي خودم سر داده ام دلم به درد مي ايد وقتي سر نوشت را به نظاره مينشينم كاش مي شد پرواز كنم پروازي بي انتهاتا رسيدن به ابدييت................... كاش مي شد در ميان هجوم بي رحمانه درد خودم را پيدا كنم نفرين به بودن وقتي با درد همراه است بغض كهنهاي گلويم را ميفشارد به گوشهاي پناه ميبرم كاش اين بار هم كسي اشكهايم را نبيند @sayeh
رقص دست نرمت ای تبر بدست- با هجوم تبر گشنه و سخت- آخرین تصویر تلخ بودنه- توی ذهن سبز آخرین درخت- حالا تو شمارش ثانیه هام- کوبه های بی امونه تبره- تبری که دشمن همیشه- این درخت محکم و تناوره- من به فکر خستگی پر پرنده هام- تو بزن،تبر بزن- من به فکر غربت مسافرام- اخرین ضربه رو محکمتر بزن
hi!
13 سال و 3 ماه و 22 روز و 16 ساعت و 11 دقيقه قبل