احمد حسینی
داری از دست های کسی میروی / که هر بار صحبت از رفتنت شد / زبانش را گاز گرفت و زیر لب / تمام اعتقاداتش را / تف کرد
احمد حسینی
این یکی رو هیچ وقت نفهمیدم واسه چی یاد گرفتم. می خوام بدونم کسی هست «ب.م.م» و «ک.م.م» (ریاضی) در طول زندگیش به دردش خورده باشه؟
احمد حسینی
بعضی ها را گمان میکنی که انسانند ، فریب نخور آنها در اصل جاهای خالی اند !!!!!
احمد حسینی
قضاوت و پیش داوری درباره ی یک شخص،مشخص نمیکند که او کیست،مشخص می کند که شما کیستید...!!!
احمد حسینی
همراه بسیار است، اما همدمی نیست // مثل تمام غصه ها، این هم غمی نیست ** دلبسته اندوه دامنگیر خود باش // از عالم غم دلرباتر عالمی نیست
احمد حسینی
کجای چهار فصل نام تو می گنجد . . .؟ رویش از توست بهار ، بهانه ، باران هم ! تو ... فصل پنجم شاعرانه های منی ...!
احمد حسینی
بازی با کلمات کار هر روز من است ! من ، پایان ، غم ، تو ، اشک ، تنهایی ... چه باید کرد ؟ با کلماتی که جز جدایی حرفی ندارند . و باز همان جمله همیشگی ... می نویسم که تو بخوانی اما حیف !!! دیگران عاشقانه های من را میخوانند و به یاد عشق خودشان می افتند تو حتی نگاه هم نمیکنی ... پس نوشتن چه فایده ... میخوام دیگر ننویسم !