احمد حسینی
داری از دست های کسی میروی / که هر بار صحبت از رفتنت شد / زبانش را گاز گرفت و زیر لب / تمام اعتقاداتش را / تف کرد
احمد حسینی
فکر نبودن تو دنیامو میسوزونه / چراغا رو خاموش کن ، چشم و چراغ خونه
احمد حسینی
برای پخته شدن کا[!]ت که هنگام عصبانیت،ازکوره در نروید!
احمد حسینی
عجب موجود سخت جانی ست دل !!!هزار بار تنگ میشود ، میشکند ، میسوزد ، میمیرد و باز هم برایت میتپد!!!!
احمد حسینی
جیمیل را خدا آزاد کرد ...
احمد حسینی
تلخ مینویسیم ... بازنده نیستیم ؛ شکست خورده ایم ، از خودمان ...
احمد حسینی
گریه ، راه ِ دموکراتیکی برای پشیمان کردنت نیست ...
احمد حسینی
ابر دودِ سیگارِ مردی است که حرف هایش را می خورد و بعد فوت می کند... غم که زیاد باشد باران می بارد...