کنارم که هستی
زمان هم مثل من دستپاچه میشود
عقربه ها دوتا یکی میپرند
اما همین که میروی
تاوان دستپاچگی های ساعت را هم من باید بدهم
جانم را میگیرند ثانیه های
بی تو
همیشه به یادتم
@Mehdi I باز كن پنجره را ! تو اگر باز كني پنجره را، من نشان خواهم داد ، به تو زيبايي را . بگذار از زيور و آراستگي من تو را با خود تا خانه ي خود خواهم برد كه درآن شوكت پيراستگي چه صفائي دارد آري از سادگيش ، چون تراويدن مهتاب به شب مهر از آن مي بارد.
@محدثه سلسله ی موی دوست حلقه ی دام بلاست هرکه در این حلقه نیست فارق از این ماجراست گر برود جان ما در طلب وصل دوست حیف نباشد که دوست، دوست تر از جان ماست♥♥♥