از آن اولین پاییز تا آخرینش، از عطر فروردین تا باد پاییزی از نیاز آن عاشق تا ناز آن معشوق، از کنج آن مسجد تا بعدِ میخانه! من همه را می روم! و درهمه شبهای پاییزیم، یاد ِ تو گرمای وجودم خواهد بود ...
متولد پاییزم ... انقدر مست عطر بارانم که نگو. تنم انقدر خیس باران است که نپرس. من فصل عشقم. همه با پاییز من. نم نم خیس میشوند. کم کم . . . عاشق و عاشق تر میشوند.