#صرفا-جهت-خنده:روزی شیخ #ابدول-ممل-دوخشتک تصمیم به پند دادن فرزندان خود یعنی #مسعود خشتک الخندان ، #سپهر موس موس الخشتک و #سروین خشتک الشوخ و شاد گرفت پس فرزندان را فرا خواند چون فرزندان حاضر کشتند شیخ به مریدان دستور داد تا برایش یک خر و یک سطل مشروب بیاورند مریدان در جیک ثانیه خواسته را براورده کردندسپس شیخ سطل مشروب را جلوی خر گذاشت و صبر کرد خر آن را بو کردو سپس با لگدی سطل را واژگون کرد شیخ لبخند رضایتیزد و گفت دیدید حتی این خر هم مشروب نمی خورد حال شما از این موضوع چه نتیجه ای گرفتید کودکان جملگی گفتند :هر آن کس که مشروب ننوشد خر است گویند شیخ و مریدانش از شرم ضایگی سه روز و سه شب با سرعت 400km/sبه دریدن خشتک خود پرداختند (نویسنده :علی فان بوی)
آقا یکی از دوستامون تعریف میکرد ما چن روز پیش برای اولین با رفتیم پایگاه انتقال خون خیر سرمون گفتیم ماه رمضونی هم خون بدیم هم این که ثوابی کرده باشیم ..... خلاصه گفت آقا ما رفتیم یه خانمه بود گفت اول باید قبل اینکه ازت خون بگیریم یه چن تا سوال ازت بپرسم گفتم بفرمایید اول پرسید آخرین باری که رابطه جنسی داشتی کی بوده؟ O.o : )))))) گفتم والله خانم قبل ماه رمضون : ))))))))))))))) بعد گفت با مرد یا با زن؟ گفتم خانم والله ما هرچی باشیم دیگه هم جنس باز نیستیم : )))))))) (خود زنه هم خندش گرفته بوده این لحظه ) بعد گفت آقا ما دیدیم این سوالاش لحظه به لحظه +18 تر میشه ما هم خجالتی : ))) دیگه قید خون دادنو زدیم و یه جوری یارو رو پیچوندیم و اومدیم خونه
دیگه رفیق نیستیم که

13 سال و 1 ماه و 25 روز و 8 ساعت و 19 دقيقه قبل