بچه ها واحد بغلي ما دفتر ازدواج طلاقه درش از اين محافظ هاي فلزي كركره اي داره پسر اين حاج آقا هم يكم طفلكي كم داره سن بالاسااااا ،و ديروز اينجا عقد بود..اين مقدمه رو داشته باشيد.... منو دوستم تو آموزشگاه تنها بوديم من كركره واحد حاج آفا رو كشيدم زنگشونو زدم اومدم تو از چشمي منتظر عكس العملشون بوديم طفلك پسره(كم داره) اومد درو باز كرده برگشته داد ميزنه بابا ما كي بستيم رفتيم؟؟ بابا مونديم تو دفتر بايد تا فردا صبح كه باز ميكنيم بمونيم اينجااا؟؟؟ باورتون نميشه انقد خنديديم داشتم از دل درد ميمردم هركي تو دفتر بود پهن زمين شده بود... بعد حاج آقا اومده در واحد مارو زده ميگه خانم فلاني شما نديديد كه زنگ زد؟؟؟ منم خيلي شيك گفتم اي واي زنگ شما رو هم زدن؟؟؟؟واسه مارم زدن فكر كنم اين بچه هاي ساختمونن بايد به مدير ساختمون بگيم....
یه سوال ازتون دارم؟؟؟؟ . . مامانم ازتون خیلی تعریف میکنه! میگه بچه های مردم تو خونه نمیزارن ماماناشون دست به سیاه سفید بزنه همه کار خونه رو خودشون انجام میدن! شما به عنوان یه بچه مردم عایا اینجورین؟؟؟ لایک=بله
دیگه رفیق نیستیم که

13 سال و 1 ماه و 24 روز و 7 ساعت و 28 دقيقه قبل