!L@
یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن ، چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند .
!L@
در میان دست هایت عشق پیدا می شود / زیر باران نگاهت نسترن وا می شود / با عبور واژه ها از گوشه ی لب های تو / مهربانی قلبت خوب معنا می شود .
!L@
جانم ز فراق ، رنج بسیار کشید / با رفتن تو همیشه آزار کشید / ما همسفر راه درازی بودیم / بین من و تو زمانه دیوار کشید .
!L@
چه کسی رسد به پایت ز محبت و صفایت / به خدا ز مهربانی در جهان یگانه هستی .
!L@
مهربانی باغ سبزی است که از روزنه ی پنجره ها باید دید ، مهربانم مگذار لحظه ای روزنه ی پنجره ها بسته شود .
!L@
بلبلان از بوی گل مستند و ما از روی دوست / دیگران از ساغر و ساقی و ما از یاد دوست .
!L@
یاد بادا که دلم مشتاق دیدار تو بود / روز و شب در طلب و هر لحظه بیدار تو بود / دیدگانم را چه دانی که دگر سویی نیست / به فدایت ، که آن هم گرفتار تو بود .
!L@
دستی ز کرم به شانه ی ما نزدی / بالی به هوای دانه ی ما نزدی / دیری ست دلم چشم به راهت دارد / ای عشق سری به خانه ی ما نزدی .
!L@
وقتی که وفا قصه ی برف به تابستان است و محبت گل نایابیست ، به چه کسی باید گفت : با تو خوشبخت ترین انسانم ؟
!L@
به هر روز و شبم تو گشته ای یاد / مکن ترکم مده دل را تو بر باد .
!L@
تو یعنی یک کبوتر را ز تنهایی رها کردن / خدای آسمان ها را به آرامی صدا کردن .
!L@
در بساط می پرستان حیله و نیرنگ نیست / سینه را پر کردن از جام حقیقت ننگ نیست / پیکر این خانه را چیزی نسازد جز صفا / عاقبت از آدمی چیزی نماند جز وفا .
!L@
من روزگار را با غم یار طی کنم ، تا در دل این غم است ، غم روزگار چیست ؟