دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

!L@

بس که دیوار دلم کوتاه است ، هرکه از کوچه تنهایی ما می گذرد ، به هوای هوسی هم که شده ، سرکی می کشد و... درباره »
!L@
مرد - مجرد
امتیاز: 3063

دنبال‌شدگان

(234 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(214 کاربر)

گروه‌ها

(21 گروه)

بازدید

!L@
!L@
در Coma

من میخوام اشکو بفهمم وقتی از چشام میریزه ، تنهایی گرچه کشنده ست واسه من خیلی عزیزه .

!L@
!L@
در Coma

کاش بدونی نبودنت یا تا ابد ندیدنت ، بهونه ای نیست برای از یاد بردنت .

!L@
!L@
در Coma

درون قلب من نام تو پیداست ، زبانت چون گلی خوش رنگ و زیباست ، مشو غمگین اگر از هم جداییم ، که بی مهری همیشه کار دنیاست .

!L@
!L@
در Coma

بوسه ابتکاریست از طبیعت برای زمانی که احساس در کلام نمی گنجد .

!L@
!L@
در Coma

تو هدیه ی الهی از سوی خداوندی برای سینه ی پر درد من ، عطر وجودت را برای شفا می بویم .

!L@
!L@
در Coma

گرچه دوری ز برم همسفر جان منی ، قطره اشکی در دیده ی گریان منی ، این مپندار که یادت برود از نظرم ، خاطرت جمع که در قلب پریشان منی .

!L@
!L@
در Coma

در بهار زندگی احساس پیری میکنم ، با همه ی آزادگی فکر اسیری میکنم ، بس که بد دیدم ز یاران به ظاهر خوب ، بعد از این با کودک دل سختگیری میکنم .

!L@
!L@
در Coma

هیچگاه نگاهت را فراموش نمیکنم ، نگاهی سرشار از محبت و صمیمیت ، صدایت در گوشم زمزمه میشود و نگاهت در ذهنم مجسم ، اما من تو را می خواهم نه خیالت را .

!L@
!L@
در Coma

تو را خواهم وگرنه یار کم نیست ، گلی خواهم وگرنه خار کم نیست ، گلی خواهم که در سایه اش بنشینم ، وگرنه سایه ی دیوار کم نیست .

!L@
!L@
در Coma

مرا از یاد می توانی ببری اما از خاطر من نمی توانی بروی .

!L@
!L@
در Coma

باید که مهربون بود ، باید که عشق ورزید ، زیرا که زنده بودن ، هر لحظه احتمالیست .

!L@
!L@
در Coma

تو نمی دانی و ای کاش ندانی هرگز که چه سخت است نشستن به تماشای چنین تصویری که تویی که گل من بودی و من کاشتمت ، در دل باغ دگر می رویی و می گویی که ز من یاد مکن ، یا دمی هم حتی دل غمگینت را به گلت شاد مکن ، چون تو گفتی بر چشم به سراغ تو نمی آیم و در سینه تو را می بویم که تو در باغ جدیدی که در آن جای خواهی شد شاد و خرم باشی .

!L@
!L@
در Coma

دل را چو به درد عشق افسون کردم ، از شهر نهاد خویش بیرون کردم ، چون راز و نیاز هر دو معجون کردم ، آنگاه دوای دل پر خون کردم .

!L@
!L@
در Coma

درست مثل یک جزیره از همه طرف به تنهایی محدودم و چشم به راه یک کاشف .

!L@
!L@
در Coma

در جنگ دوستی من و تو ، قاتل و مقتول محبوب یکدیگرند .