!L@
راست است که صاحبان دل های حساس نمی روند ، بی هنگام ناپدید می شوند .
!L@
وجود نازنینت تکیه گاهی است برای بودنم ، برقرار باش تا هرگز بی قرار نباشم .
!L@
ماه من ، گاهی میرنجانمت ،ببخش ، کسوف تقدیر است .
!L@
در خوشبختی دوستانمان ما را می شناسند ، در بدبختی ما دشمنانمان را می شناسیم .
!L@
گفتی که می بوسم تو را ، گفتی تمنا می کنم ، گفتی اگر بیند کسی ، گفتم که حاشا می کنم ، گفتی ز بخت بد اگر ناگه رقیب آید ز در ، گفتم که افسون گری او را ز سر وا می کنم ، گفتی که تلخی های می گر ناگوار افتد مرا ، گفتم که با نوش لبم آن را گوارا می کنم ، گفتی چه می بینی بگو در چشم چون آیینه ام ، گفتم که من خود را در او عریان تماشا می کنم ، گفتی که از بی طاقتی دل قصد یغما می کند ، گفتم که با یغماگران باری مدارا می کنم ، گفتی که پیوند تو را با نقد و هستی می خرم ، گفتم که ارزان تر از این من با تو سودا می کنم ، گفتی اگر از کوی خود روزی تو را گویم برو ، گفتم که صد سال دگر امروز و فردا می کنم ، گفتی اگر از پای خود زنجیر عشقت وا کنم ، گفتم ز تو دیوانه تر دانی که پیدا می کنم .
!L@
خدایا عاشقان را غم مده ، شکرانه اش با من .
!L@
بنویس با خط الماس رو تن نازک شیشه ، که بدون نور چشمات شب من سحر نمیشه .
!L@
دلشوره اگر هست تویی تو ، صد خاطره در محفل من هست تویی تو ، غیر از تو کسی در دل من جای نداره ، یک دوست اگر حاصل من هست تویی تو .
!L@
دادگاه عشق دادگاه بی عدالتی است که انسان را به خاطر دوست داشتن محکوم می کند .
!L@
در جوانی غصه خوردم هیچ کس یادم نکرد ، در قفس ماندم ولی صیاد آزادم نکرد ، آتش عشقت چنان از زندگی سیرم بکرد ، آرزوی مرگ کردم مرگ هم یادم نکرد .
!L@
من اگر عشق به دادم نرسد می شکنم ، زیر این چرخ کبود ، زیر این سلطه ی سنگین سکوت ، اگر از یاد تو یادی نکنم می شکنم .
!L@
هر دو بالم را شکستی باورم را پس بده ، مانده خالی خالی هستی ام را پس بده ، دفتر شهر را پر پر کن اما خوب من ، اشک های بیت بیت دفترم را پس بده .