دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

!L@

بس که دیوار دلم کوتاه است ، هرکه از کوچه تنهایی ما می گذرد ، به هوای هوسی هم که شده ، سرکی می کشد و... درباره »
!L@
مرد - مجرد
امتیاز: 3063

دنبال‌شدگان

(234 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(214 کاربر)

گروه‌ها

(21 گروه)

بازدید

!L@
!L@
در Coma

بی تو ، نه بوی خاک نجاتم داد ، نه شمارش ستاره ها تسکینم ، چرا صدایم کردی ، چرا؟

!L@
!L@
در Coma

انگار چرخ فلک سوارم ، انگار قایقی مرا می برد ، انگار روی شیب برف ها با اسکی می روم و مرا ببخش ، ولی آخر چگونه می شود عشق را نوشت ؟

!L@
!L@
در Coma

و من چقدر دلم می خواهد همه داستان های پروانه ها را بدانم که بینهایت بار در نامه ها و شعرها ، در شعله ها سوختند ، تا سند سوختن نویسنده شان باشند .

!L@
!L@
در Coma

دیگر حتی فرصت دروغ هم برایم باقی نمانده است وگرنه چشمانم را می بستم و به آوازی گوش می دادم که در آن دلی می خواند ، من تو را ، او را ، کسی را دوست می دارم

!L@
!L@
در Coma

حتما برات پیش اومده وقتی داری به آسمون نگاه می کنی یکی ازت بپرسه دوست داری کدوم ستاره ستاره ی تو باشه ؟ اکثر آدما میگن اون پر نورترین ستاره ، ولی یادت باشه اونی که از همه پر نورتره علاوه بر تو ، تو چشم خیلی های دیگه هم هست .

!L@
!L@
در Coma

راز تمامی نیایش ها و پرستش ها در سرازیر شدن اشک هاست ، اشک ها مقدس اند ، خداوند دل آنهایی را که دوست دارد ، با اشک های عشق پر می کند .

!L@
!L@
در Coma

اگه یه روزی فرشته ها بخوان تورو زودتر ببرن به اونا میگم که از قدیم ماهی رو با تنگش میبرن .

!L@
!L@
در Coma

تو همه راز جهان ریخته در چشم در سیاهت ، من همه محو تماشای نگاهت .

!L@
!L@
در Coma

یادم آید : تو به من گفتی : از این عشق حذر کن ! با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم ! سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم !

!L@
!L@
در Coma

پای امید دلم اگر چه شکسته است ، دست تمنای جان همیشه دراز است ، تا نفسی می کشم ز سینه ی پر درد ، چشم خدا بین من ، به روی تو باز است

!L@
!L@
در Coma

ای عشق ، شکسته ایم ، مشکن ما را ، اینگونه به خاک ره میفکن ما را ، ما در تو به چشم دوستی می بینیم ، ای دوست مبین به چشم دشمن ما را .

!L@
!L@
در Coma

سر از دریا برون آورد خورشید ، چو گل بر سینه دریا ، درخشید ، شراری داشت ، بر شعر من آویخت ، فروغی داشت ، بر روی تو بخشید !

!L@
!L@
در Coma

زندگی درک همین امروز است ، ظرف دیروز پر از بودن توست ، شاید این خنده که امروز دریغ کردی ، آخرین فرصت همراهی ماست .

!L@
!L@
در Coma

هیچ کس اشکی برای ما نریخت ، هر که با ما بود از ما می گریخت ، چند روزی هست حالم دیدنیست ، حال من از این و آن پرسیدنیست ، گاه بر روی زمین زل می زنم ، گاه بر حافظ تفاءل می زنم ، حافظ فالم را گرفت ، یک غزل آمد که حالم را گرفت ، ما ز یاران چشم یاری داشتیم ، خود غلط بود آنچه می پنداشتیم

!L@
!L@
در Coma

واپسین لحظه دیدار ، منو دست گریه نسپار ، توی تردید شب خدا نگهدار ، اگه خوابم اگه بیدار ، تو ی این فرصت تکرار ، بگو عاشقی برای آخرین بار .