!L@
می گفت که عشق بی رنگ شده ، یاد من فراموش دلت سنگ شده ، شاید باور نکنی حرفم را ، آنقدر دلم برای تو تنگ شده .
!L@
می دانم باید بروی به کجا می روی ؟ هنوز حرفم تمام نشده وقت نداری دنبال آن صدا ، یادت هست ؟ صدایت کردم ؟ نگاهم کردی ؟ آشنا بودم ، آشنا بودی ، کجا می روی ؟ حرفم تمام نشده ، باور کن هنوز ، عشقم تمام نشده آهای آشنا .
!L@
عاشقان را عشق فرمان می دهد ، لوتیان را معرفت ، مخلصیم با معرفت !
!L@
تو مثل مرز احساسی قشنگ و دور و نامعلوم و من در حسرت دیدار چشمت رو به پایانم
!L@
تمام آرزوهایم زمانی سبز می گردد که تو یک شب بگویی دوستم داری
!L@
به جان هرچه عاشق توی این دنیای پر غوغاست ، قدم بگذار روی کوچه های قلب ویرانم .
!L@
دل من روی زمینه دل تو تو آسمونه ، انقدر دوست دارم من که فقط خدا می دونه .
!L@
بیا یه عهدی ببندیم کدوم یک از ما ، تا ته جاده ی دنیا بر سر عهدش می مونه .
!L@
چه بباری چه بتابی چه بخندی چه بخوابی ، عزیزم چه فرقی داره واسه اون که شد دیوونه
!L@
لالالا شمع و شمعدون و شکایت ، می میرم واست تا بی نهایت . (مریم حیدر زاده)
!L@
پر رازی مث لیلی پر شعری مث نیما ، دیدن تو رنگ مهر رفتن تو رنگ یلدا ، بیا مث اون کسی شو که یه شب قصد سفر کرد ، دید یارش داره می میره موندش و صرفنظر کرد . (مریم حیدر زاده)
!L@
خنده ی تلخ من ، از گریه غم انگیز تر است ، کار من از گریه گذشت ، به آن می خندم .
!L@
زیر این سقف های خفه ، در شکاف این دیوارهای سکن ، که می تواند به من یک قلب سالم را نشان دهد ؟
!L@
چرا مثل ابر منقلب نباشم ، مثل این ابر گریه نکنم ؟ چرا مثل این ابر متلاشی نشوم ، نه نه ، اگر زندگانی برای باور کردن و دوست داشتن است ، من مدت ها باور کرده بوده ام و دوست داشته ام ، مدت ها راست گفته ام و دروغ شنیده ام ، حال بس است ، آنچه می نویسم جز پریشانی ، چیزی از جبهه ی آن احساس نخواهی کرد ، پس خاموش می شوم
!L@
من سکه ای هستم که به وجود تو اعتبار می یابم ، شکل تو ، اسم تو و آثار تو همیشه با من است ، اگر گرد و غبار ایام روی یک سکه نشست به طوری که آن سکه را نتوانی بخوانی و بشناسی ، آن را بردار و روی آن دست بکش و آن را صیقلی کن ، به تو معلوم خواهد شد یادگار وجود چه کسی است . (نیما یوشیج)