!L@
گل نیست چنین سرکش و رعنا که تویی ، مه نیست بدین گونه فریبا که تویی ، غم بر سر غم ریخته آنجا که منم ، دل بر سر دل ریخته آنجا که تویی .
!L@
در کویر سبز عشق ، این سخن از من بگیر ، مرگ تو مرگ من است ، پس تمنا می کنم هرگز نمیر .
!L@
نمی دانم چه هسی هست این عاشقی ؟ وقتی می نشینم ، وقتی راه می روم ، وقتی می خوابم دوستت دارم ، وقتی صدایی می آید دوستت دارم ، وقتی سکوت است دوستت ، چه می کنی با من که چنین راحت همیشگی شده ای ؟
!L@
عشق لالایی بارون تو شباست ، نم نم بارون پشت شیشه هاست ، لحظه شبنم و برگ گل یاس ، لحظه رهایی پرنده هاست ، لحظه عزیز با تو بودنه ، آخرین پناه موندن منه .
!L@
من خط به خط باهات اومدم ولی تو یه خط در میون ، خلاصه تو خیلی زود دفتر منو تموم کردی ولی من هنو برای برگای خالی دفترت نقشه دارم .
!L@
در نام زیبای تو رازیست که فقط من در آن راه دارم و در دورترین نقطه هم که باشی باز هم در آن راه دارم و با نوشته هایم صدایت می کنم .
!L@
اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزار دهنده ای است تنها خوشبخت بودن ، در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است . (دکتر علی شریعتی)
!L@
بعد از تو تمام خستگیم را در قدم های سنگین به جاده های خالی شب بردم .
!L@
من به پایان می نگرم ، به آن پایان خالی بی پایانی که دست هایش را از شقیقه بر میدارد و با انگشت سبابه آرام می گوید : هیس ! وقت خواب است .
!L@
عشق تنها روزیست که می خواهد در هفته ی قلب ها تا ابد جمعه و متروک بماند .
!L@
نگاه تو منو تو دریای چشمای سیاهت میبره ، غرق میکنه و میکشه ، می خواهم دست هایت را بگیرم و با نت های قلب کوچکت بر پیانوی انگشتانت پر احساس ترین موزیک عشق را بنوازم .
!L@
اگر روزی تهدیدت کردند ، بدان در برابرت ناتوانند ، اگر روزی خیانت دیدی ، بدان قیمتت بالاست ، اگر روزی ترکت کردند ، بدان با تو بودن لیاقت می خواهد .
!L@
آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت ، در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت ، خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد ، تعنه ای بر در این خانه تنها زد و رفت
!L@
چه ساده با گریستن خویش زاده می شویم و چه ساده با گریستن دیگران از دنیا می رویم و میان این دو سادگی معمایی می سازیم به نام زندگی .
!L@
ساده بودم که تو را ساده تجسم کردم ، درد لبخند تو را با گریه تبسم کردم .