!L@
با تو ، بی تو ، همسفر سایه خویش و به سوی بی سوی تو می آیم
!L@
ما بدهکاریم ، به کسانی که صمیمانه ز ما پرسیدند ، معذرت می خواهیم چندم مرداد است ؟ و نگفتیم ، چونکه مرداد ، گور عشق گل خونرنگ دل ما بوده است .
!L@
هیچ وقت نقاش خوبی نخواهم شد ، امشب دلی کشیدم ، شبیه نمیه سیب ، که به خاطر لرزش دستانم ، در زیر آواری از رنگ ها ، نا پدید ماند
!L@
بی شک جهان را به عشق کسی آفریده اند ، چون من که آفریده ام از عشق ، جهانی برای تو !
!L@
حرمت نگهدار دلم ، گلم ، که این اشک خون بهای عمر رفته من است .
!L@
یاد یاران هر کجا باشد خوش است ، دل بدون یاد یاران ناخوش است
!L@
تا نباشد جدایی ها کس نداند قدر یاران ، کویر خشک می داند بهای قطره ی باران .
!L@
نه از خاکم نه از بادم نه در بندم نه آزادم نه آن لیلاترین مجنون نه شیرینم نه فرهادم ، فقط مثل تو غمگینم فقط مثل تو دلتنگم ، اگر آبی تر آبم اگر همزاد مهتابم ، بدون تو چه بی رنگم بدون تو چه بی تابم .
!L@
لبخند او ، بر آمدن آفتاب را ، در پهنه طلائی دریا ، از مهر ، می ستود ، در چشم من ، ولیکن ... ، لبخند او بر آمدن آفتاب بود !
!L@
همدلی کو ؟ تا شوم همراه او ، سر نهم هر جا که خاطر خواه او ! شاید از این تیرگی ها بگذریم ، ره به سوی روشنمایی ها بریم ، می روم ، شاید کسی پیدا شود ، بی تو ، کی این قطره دل ، دریا شود ؟
!L@
به چشمان پریرویان این شهر ، به صد امید می بستم نگاهی ، مگر یک تن از این نا آشنایان ، مرا بخشد به شهر عشق راهی .
!L@
تو هم ای خوب من این نکته به تکرار بگو ، این دلاویز ترین حرف جهان را ، همه وقت ، نه یک باور به ده بار که صد بار بگو ، دوستم داری ؟ را از من بسیار بپرس ! دوستت دارم را با من بسیار بگو !
!L@
من چه می گویم ، جدا از ماه خویش ، بین ما ، افسوس ، اقیانوس ها
!L@
نه آن دریا ، که شعرش جاودانه است ، نه آن دریا ، که لبریز از ترانه است ، به چشمانت بگو بسپار مارا ، به آن دریا که ناپیدا کرانه است
بابا به بقیه هم رخصت
بده به خودشون بیان
15 سال و 2 ماه و 17 ساعت و 53 دقيقه قبل