!L@
مهر یه چیزیه مهربونی یه چیز دیگه ، عشق یه چیزیه عاشق شدن یه چیز دیگه ، قلب و دل یه چیزیه اما توی قلب تو جا شدن یه چیز دیگه .
!L@
ای بهانه ی زندگی ام ، تو را دوست دارم به اندازه ای که نه می توانم بنویسم و نه ابرازش کنم ، پس تو با قلبت که دریایی بی کران است احساسش کن ، دوستت دارم تا زمانی که دوست داشتن معنا دارد .
!L@
دوستانم همه از دستم رفت ، دل به هر پاکدلی بستم رفت ، حال تنها و غریبم چه کنم ، نفس من داده فریبم چه کنم .
!L@
بمان با من که من بی تو صدایی خسته در بادم ، در این اندوه بی پایان بمان تنها تو در یادم ، بلور اشکهای من همان آغازییست ، مرور خاطرات من عجب تکرار زیباییست .
!L@
ماه من غصه چرا ؟ تو مرا داری و من آرزویم همه خوشبختی توست ، غم و اندوه اگر هم روزی مثل باران بارید ، با دل شیشه ای ات ، از لب پنجره عشق زمین خورد و شکست ، با نگاهت به خدا چتر شادی واکن ، و بگو با دل خود که خدا هست ، خدا هست ماه من ! غصه اگر هست بگو تا باشد ، معنی خوشبختی ، بودن اندوه است .
!L@
تصویر تو در وسعت هر پنجره پیداست ، تقصیر دلم نیست تماشای تو زیباست .
!L@
چه زیباست به خاطر تو زیستن و برای تو ماندن و به پای تو سوختن و چه تلخ و غم انگیز است دور از تو بودن ، خوشبختی زیستن و برای گریستن و به عشق و دنیای تو نرسیدن ، ای کاش واقف بودی که بدون تو مرگ گواراترین زندگیست و بدون تو و به دور از دست های مهربان تو و بدون قلب حساست زندگی چه تلخ و ناشکیباست .
!L@
به او بگویید دوستش دارم ، به او که معنای دوست داشتن را به من آموخت .
!L@
زندگی گریه مختصریست ، مثل یک فنجان چای ، و کنارش عشق است ، مثل یک حبه ی قند ، زندگی را با عشق نوش جان باید کرد .
!L@
من در این شهر غریبم و در این خاک فقیر ، به کمند تو گرفتار و به دام تو اسیر ، عشق چنان در دلم افروخته بود ، دیده گر آب نمی ریخت جگر سوخته بود .
!L@
می توان در غربت داغ کویر گاه آن ابری که می بارید شد .
!L@
زمان بارش باران دلم از غربت خورشید می گیرد ، و روز آفتابی هم دلم بی تاب ابری تلخ و باران زاست ، خدایا من به دنبال چه می گردم ؟
!L@
در بی کران دور ، بر سنگ سخت گور ، خط نوشته بود با جوهر سرشک ، آرامگاه عشق .
!L@
قلب من در ره عشقت چه اسیر است ، که تو جان منی ، شهسوار دل من گام بنه بر دل و دیده ، که تو ایمان منی .
!L@
ای دوست به جز عشق تو در سر من هوسی نیست ، جز نقش تو بر صفحه ی دل نقش کسی نیست .