!L@
می خواهم مشق عشق را با مداد احساس تو بر روی گلبرگهای ترک خورده دقایقم ، آرام و آهسته حک کنم .
!L@
آرزو دارم دلت از غصه ها خالی شود ، سهم تو از زندگی یک عمر خوشحالی شود .
!L@
کنار آشیانه تو آشیانه می کنم ، فضای آشیانه را پر از ترانه می کنم ، کسی سوال می کند : به خاطر چه زنده ام ؟ و من برای زندگی ، تو را بهانه می کنم .
!L@
از یک عاشق شکست خورده پرسیدم : بزرگترین اشتباه ؟ گفت عاشق شدن ، گفتم بزرگترین شکست ؟ گفت شکست عشق ، گفتم بزرگترین درد ؟ گفت از چشم معشوق افتادن ، گفتم بزرگترین غصه ؟ گفت یک روز چشم های معشوق رو ندیدن ، گفتم بزرگترین ماتم ؟ گفت در عزای معشوق نشستن ، گفتم قشنگترین عشق ؟ گفت شیرین و فرهاد ، گفتم زیباترین لحظه ؟ گفت در کنار معشوق بودن ، گفتم بزرگترین رویا ؟ گفت به معشوق رسیدن ، پرسیدم بزرگترین آرزوت ؟ اشک تو چشماش حلقه زد و با نگاهی سرد گفت : مرگ !
!L@
من زندگی را دوست دارم ولی از زندگی دوباره می ترسم ، عشق را دوست دارم ولی از زن ها می ترسم ، دین را دوست دارم ولی از کشیکها می ترسم ، قانون را دوست دارم ولی از پاسبانان می ترسم ، سلام را دوست دارم ولی از زبانم می ترسم ، من می ترسم پس هستم ، این چنین می گذرد روز و روزگار من ، من روز را دوست دارم ولی از روزگار می ترسم .
!L@
دوست واقعی تو کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند .
!L@
بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی ولی بدانی هرگز به او نخواهی رسید .
!L@
هرگز لبخند را ترک مکن حتی وقتی ناراحتی ، چون هر کسی امکان دارد عاشق لبخند تو باشد .
!L@
تو ممکن است در تمام دنیا یک نفر باشی ولی برای بعضی افراد همه دنیا هستی
!L@
تو را دوست دارم بیش از خودم و کمتر از خدایم ، زیرا عاشق تو ام و محتاج خدایم .
!L@
خدایا هر که با من آشنا شد دو روزی دید و زود از من جدا شد ، نمی دانم از اول بی وفا بود و یا نازش کشیدم بی وفا شد .