!L@
بگذار هر روز ، رویایی باشد در دست نه در دور دست ، بگذار هر روز ، عشقی باشد در دل نه در سر ، بگذار هر روز ، دلیلی باشد برای زندگی نه روزی برای مرگ .
!L@
اگر چه کوچک و تنگ است حجم این دنیا ، قبول کن که بریزم به پای چشمانت ، بگو چه وقت دلم را زیاد خواهی برد ؟ ، اگر چه خوانده ام از جای جای چشمانت ، خدا کند که بدانی چقدر محتاج است ، نگاه خسته ی من به دعای چشمانت .
!L@
عشق گفت به درد بی کسی ، من همدمم تو هستی چه کسی ؟ بی کسی گفت منم یار همیشگی ، تو یک روز می شوی ساز دل شکستگی ، تو هستی مایه ی دلواپسی ، منم همیشه هم نفسی ، عشق گر نباشد از روی هوس ، بی کسی کیست که می کند قد علم ؟ عشق من عشقیست مردانگی ، به بی کسی می فهماند جاودانگی .
!L@
در آن شهری که مردانش عصا از گور می دزدند ، من از ناباوری آنجا محبت آرزو کردم .
!L@
نمی دانم تا کدام طلوع زنده ام و تا کدام غروب مرده ، ولی تا هستم بیادتم .
!L@
ماندن پای کسی که عاشقانه دوستش داری قشنگترین اسارت است .
!L@
عشق من تو باش ، نه برای اینکه در این دنیای بزرگ تنها نباشم ، تو باش تا در دنیای بزرگ تنهایی ام تنهاترین باشی .
!L@
گر با غم عشق سازگار آید دل ، با مرکب آرزو سوار آید دل ، گر دل نبود کجا وطن سازد عشق ، گر عشق نباشد به چه کار آید دل .
!L@
گر سربلندی خواهی با همه یک رنگ باش ، قالی از صد رنگ بودنش به زیر پا افتاده است .
!L@
سلام دوستاي عزيز.خسته نباشيد
!L@
ياد سهراب بخير آن که تا لحظه آخر گفت تو مرا ياد کني يا نکني من به يادت هستم
!L@
شايد آن روز که سهراب نوشت تا شقايق هست زندگي بايد کرد خبري از دل پر درد گل ياس نداشت.بايد اينگونه نوشت:هر گلي هم باشي چه شقايق چه گل ميخک و ياس زندگي اجبار است
!L@
سلام دوستاي گلم....خيلي دلم براتون تنگ شده.با هزار مکافات با گوشي اومدم نت.الانم بايد برم.فداي همتون.باي
!L@
نمی دانم چرا با اینکه می دانم از من نخواهی بود ، باز هم از تار و پود جانم برایت خانه می سازم .