علی (امپراطور دنبالر)
بزرگ ترین اقیانوس جهان آرامه پس آرام باش تا بزرگ باشی
علی (امپراطور دنبالر)
گفتگوی دو دختر پای تلفن: سلام عشقم، قربونت برم. چطوری عسل؟ فدات شم... می بینمت خوشگم... بوس بوس بوس گفتگوی دو پسر پای تلفن: بنال... بوزینه مگه نگفتی ساعت چهار میای؟ د گمشو راه بیفت دیگه کره خر
علی (امپراطور دنبالر)
نه صدايش را نازك كرده بود نه دستانش را آردي... از كجا بايد به گرگ بودنش شك ميكردم؟؟
علی (امپراطور دنبالر)
ثبت احوال در شناسنامه ام همه چيز را ثبت كرده جز احوالم...
علی (امپراطور دنبالر)
من اگه خـــــــــــــــــــــدا بودم ... یه بار دیگه تمـــــــــــــــوم بنده هام رو میشمردم ببینم که یه وقت یکیشون تنــــــــــــــها نمونده باشه ... و هوای دو نفره ها رو انقدر به رخ تک نفره ها نمی کشیدم!!!!
علی (امپراطور دنبالر)
مگه اشك چقدر وزن داره...؟ که با جاري شدنش ، اينقدر سبک مي شيم...
علی (امپراطور دنبالر)
کلاغ پـَر...؟؟ نه ... کلاغ را بگذاریم برای آخر نگاهت پـَر خاطراتت هم پـَر صدایت ؛ پـَـــر کلاغ پـَر..!؟؟ نه ؛ کلاغ را بگذاریم برای آخـــر جوانی ام پـَر سیگارهایم پــَر من هم ... پــَـــــر حالا تو مانده ای و کلاغ ؛ که هیــــــــــــچ وقت به خانه ش نرسید...
علی (امپراطور دنبالر)
خدایا از این به بعد به مخلوقاتت یک مترجم ضمیمه کن... اینجا هیچ کس هیچ کس را نمی فهمد!چ
علی (امپراطور دنبالر)
آنهایی که بی عاطفه هستند ؛
روزگاری بسیار عاشق بوده اند ... !!!
علی (امپراطور دنبالر)
بعضــــــی ها گـــریه نمی کنند ! اما ... از چشـــــم هایشان معلوم است ؛ که اشکــــی به بزرگی یک سکــــوت ، گــــوشه ی چشمشان به کمیــــــن نشسته ...
علی (امپراطور دنبالر)
بعضــــــی ها گـــریه نمی کنند ! اما ... از چشـــــم هایشان معلوم است ؛ که اشکــــی به بزرگی یک سکــــوت ، گــــوشه ی چشمشان به کمیــــــن نشسته ...
علی (امپراطور دنبالر)
خـیـــلـــى بـــده احــســاس كــنــى مــثــل دارویــى ؛
فقط وقت نیاز ازت استفاده كنند...