علی (امپراطور دنبالر)
بزرگ ترین اقیانوس جهان آرامه پس آرام باش تا بزرگ باشی
علی (امپراطور دنبالر)
زندگى با ماى بیبى شروع میشه و با ایزى لایف تموم میشه... .. .. .. قدر لحظه هایى رو که با شورت هستیم بدونیم.
علی (امپراطور دنبالر)
مــا زخمی ترین ساقــه ی ایــن جنگـــل خشگیـــم... تیــغ و تبـــری نیـــست که مــا را نشـــناسد...
علی (امپراطور دنبالر)
دل تنـــگ شده ام، نمی دانم برای تــــــو
یا برای
دیروزهـــایی کــه بی تـــــــو سر کرده ام ...
علی (امپراطور دنبالر)
میگفتــــ دگـــــرباره به خـوابـــم بینــــــی پنداشــت که بعد از آن مــرا خوابی هست !
علی (امپراطور دنبالر)
عکس دل و جیگر سیاه میزنن رو پاکت سیگار که به خیال خودشون ما رو ترک بدن مشتی ما اگه دل و جیگرمون نسوخته بود که سمت سیگار نمیرفتیم
علی (امپراطور دنبالر)
افسانه ها را رها کن دوری و دوستی کدام است؟ تـــو اگر نباشی دیگری جایت را میگیرد!!! به همین سادگی…
علی (امپراطور دنبالر)
طرز نمره گرفتن پسرا و دخترا از استاد مرد : پسرا : استاد به جون مادرم خرج خونه و دانشگارو خودم میدم مادرم مریض بابام مرده ۲ شیفت کار میکنم واسه همین نتونستم خوب درس بخونم ! دخترا : اســـــتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاد !!!!
علی (امپراطور دنبالر)
اونی که دوستت داره زندگیشو پات میریزه که فقط شادیتو ببینه
تویی که دوست داشته میشی هزارتا ناز میکنی براش
علی (امپراطور دنبالر)
انتظار مثل دریا می مونه ، هر چقدر جلوتر میری عمیقتر میشه
علی (امپراطور دنبالر)
مبادا نامی از عشق بر کوچه پس کوچه های قلبت بنویسی !!! به جرم دوست داشتن محکوم به انتظار میشوی
علی (امپراطور دنبالر)
فرعون پادشاه مصر ادعای خدایی میکرد. روزی مردی نزد او آمد و در حضور همه خوشه انگوری به او داد و گفت اگر تو خدا هستی پس این خوشه را تبدیل به طلا کن.فرعون یک روز از او فرصت گرفت. شب هنگام در این اندیشه بود که چه چاره ای بیندیشد و همچنان عاجز مانده بود که ناگهان کسی درب خوابگاهش را به صدا در آورد. فرعون پرسید کیستی؟ ناگهان دید که شیطان وارد شد. شیطان گفت خاک بر سر خدایی که نمیداند پشت در کیست.سپس وردی بر خوشه انگور خواند و خوشه انگور طلا شد.بعد خطاب به فرعون گفت من با این همه توانایی لیاقت بندگی خدا را نداشتم آنوقت تو با این همه حقارت ادعای خدایی می کنیپس شیطان عازم رفتن شد که فرعون گفت چرا انسان را سجده نکردی تا از درگاه خدا رانده شدی. شیطان پاسخ داد زیرا میدانستم که از نسل او همانند تو به وجود میآید.
علی (امپراطور دنبالر)
باران باش و ببار و نپرس کاسه های خالی از آن کیست