علی (امپراطور دنبالر)
بزرگ ترین اقیانوس جهان آرامه پس آرام باش تا بزرگ باشی
علی (امپراطور دنبالر)
خدایــــــــــــا طاقـت مـن را با طــاق آسمانت اشتباه گرفته ای این پیمانـــه ، ســال هـاست کـه پـــــر شــده
علی (امپراطور دنبالر)
روزی ازم پرسید : بزرگترین آرزویت چیست ؟ گفتم : تحقق یافتن آرزوی توووووووووو . . . اما افسوس هرگز ندانستم آرزوی توووووووووو جدایی از من بود ...
علی (امپراطور دنبالر)
برای عشق تمنا کن، ولی خار نشو. برای عشق قبول کن، ولی غرورتت را از دست نده. برای عشق گریه کن، ولی به کسی نگو. برای عشق مثل شمع بسوز، ولی نگذار پروانه ببینه. برای عشق پیمان ببند، ولی پیمان نشکن. برای عشق جون خودتو بده، ولی جون کسی رو نگیر. برای عشق وصال کن، ولی فرار نکن. برای عشق زندگی کن، ولی عاشقونه زندگی کن. برای عشق بمیر، ولی کسی رو نکش. برای عشق خودت، باش ولی خوب باش
علی (امپراطور دنبالر)
هزار بار آمدم خطت بزنم از قلبم خود خودت را یادت را اسمت را اما … فقط قلبم پر شد از خط خطی های عاشقانه !
علی (امپراطور دنبالر)
تنهایی یعنی :
عاشقشی ولی حق نداری بهش زنگ بزنی
چون اون دیگه تنها نیست!!!
علی (امپراطور دنبالر)
بهش بگی دوسش داری پرو میشه میره ا بهش بگی ازش بدت میاد نا امید میشه و میره ،ا محبت کنی خوشی میزنه زیر دلش و میره ،ا محبت نکنی ، از یکی دیگه محبت میگیره و میره ...ا خلاصه اومده که بره ... خودتو خسته نکن
علی (امپراطور دنبالر)
رفتنــــت آن قدرها که فکر می کنی فاجعه نیست من مثل بیدهای مجنون ایستاده می میرم...
علی (امپراطور دنبالر)
بهش بگی دوسش داری پرو میشه میره ا بهش بگی ازش بدت میاد نا امید میشه و میره ،ا محبت کنی خوشی میزنه زیر دلش و میره ،ا محبت نکنی ، از یکی دیگه محبت میگیره و میره ...ا خلاصه اومده که بره ... خودتو خسته نکن
علی (امپراطور دنبالر)
توسط پیامک
خداگوید: توای زیباتر از خورشید زیبایم/توای والاترین مهمان دنیایم،بدان آغوش من باز است/شروع کن،یک قدم با تو/تمام گام های مانده اش بامن.
علی (امپراطور دنبالر)
رسیدم توی کوچه مون ، دیدم یه خانومی داره ماشینش رو بین دوتا ماشین دیگه پارک می کنه…. جای پارک خیلی کم بود و بنده خدا حسابی کلافه شده بود…. وایستادم و فرمون دادم بهش ، « بیابیاااا، خب!حالا فرمون رو کامل برگردون!خوبه خوبه، خاموش کن.» بعدش هم بدون اینکه منتظر تشکر خانومه بشم راه افتادم برم که دیدم خانومه صدا کرد و گفت دستت درد نکنه ، زحمت کشیدی!!!! گفتم خواهش می کنم ، کاری نکردم… گفت : دانشمند! من داشتم از پارک در می اومدم… ازین سوتی های ضایع ندیم جلو خانومااا
علی (امپراطور دنبالر)
"پروانه ی " شعرهایت شده ام "شمع" به کارت نمی آید سوختم...