دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

علیرضاشاعرِاصلاح طلب

اینجا اومدنم و بودنم درست نبود... اما بـــرمی گـردم... شک نکنید... درباره »
علیرضاشاعرِاصلاح طلب
مرد - مجرد
امتیاز: 5751

دنبال‌شدگان

(837 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(675 کاربر)

گروه‌ها

(37 گروه)

بازدید

علیرضاشاعرِاصلاح طلب
علیرضاشاعرِاصلاح طلب

من اممهم تر از هر چيزی توی واسه من شدن شماسمثلن ديدگاهامو -با این که سخته و حوصله میخاد- بلند و رنگی و خوشکل مي نويسم تا در حد توانم کاری کرده باشم که خوشحال شينیا با -در حدّ توانم- سعی می کنم این کارو بکنمیا اگه قرار باشه تولّد کسيو تبريک بگم حتمنِ حتمن تا جايی که بتونم سنگ تموم می ذارم-می تونین تبریک تولّدامو ببینید یا از اونایی که بهشون تبریک گفتم بپرسید-یا بیشتر وقتا هر کاربر جديدی رو که ببينم و می کنمحتّا تقریبن همیشه اگه کسی فقط منو هم بکنه، موقع تاييد هم مي کنم و هم اونايی که منو می شناسن می دونن؛ با کسی بحث نمی کنم و سعی می کنم حتّا اصطکاکی با کسی نداشته باشمو این که هرگز شکلک نامتعارفی واسه دخترا نمی ذارم...

علیرضاشاعرِاصلاح طلب
علیرضاشاعرِاصلاح طلب

@♪·.¸·♥•˚ž∂ℳ∂˚•♥·¸.·♪. سلام ...... مباااااااارکـــــــــــــــــــــــــــــ... خییییلی خیییییلی ... ایشالا ساله شی کنار با و ... مبااااااارکـــ

این ارسال را بازنشر کرده است.
علیرضاشاعرِاصلاح طلب
46081.jpg علیرضاشاعرِاصلاح طلب

@ال ناز

این ارسال را بازنشر کرده است.
ﬡᖲᗩᖇᗩ
Fashion-Photography-031.jpg ﬡᖲᗩᖇᗩ

@علیرضاشاعرِاصلاح طلب ملیــــح در گوشــــه چشمــــانم.. مانند بــــروی شیــــروانی.. اما… نــــاودان نــــدارد..!! هایم درون سینــــه ام به چــــاه میــــروند...

این ارسال را بازنشر کرده است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
__20120919_2051237185.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

@علیرضاشاعرِاصلاح طلب راهم را گم می کنم در کوچه ی که به آن اقاقیا می گفتند .

این ارسال را بازنشر کرده است.
علیرضاشاعرِاصلاح طلب
2ab07532ce.jpg علیرضاشاعرِاصلاح طلب

@❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁ در خواب کلید هرچه در دستم بود/ در خواب چراغ تا سحر دستم بود/ شیرین تر از این خواب ندیدم خوابی/ بیدار شدم دست تو در دستم بود/

این ارسال را بازنشر کرده است.
علیرضاشاعرِاصلاح طلب
37-1600.jpg علیرضاشاعرِاصلاح طلب

@ﬡᖲᗩᖇᗩ شب در خم گیسوی تو عابر می شد/ با هرنفست بهار ظاهر می شد/ ای فلسفه ی شگفت! افلاطون هم/ با دیدن چشمان تو شاعر می شد/

این ارسال را بازنشر کرده است.
ﬡᖲᗩᖇᗩ
ﬡᖲᗩᖇᗩ

بـــــرای یکی از دوستــــام که توی کماست و کوچولویی که اقوام یکی از دوستای خوبمون تو دنبالرِِ ... أَمَّنْ یُجیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوء . . . !

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
علیرضاشاعرِاصلاح طلب
care_bears-wide.jpg علیرضاشاعرِاصلاح طلب

@RoYa خوش خط و تمیز و شیک عاشق شده است/ افتاده به جیک جیک عاشق شده است/ یک قلب کشیده است و تیری در آن/ خودکار سیاه بیک عاشق شده است/

این ارسال را بازنشر کرده است.
زهــــرآ   "زری"
زهــــرآ "زری"

شِکَســت بِخـــآطِـرِ ایی کـ ه دَر غَـــذایَـم بـــود ... گـِــرِفت !!! نـ ه بــرای دَندانَم بــَرای سـو شـُـدَنِ مـــآدَرَم

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
☜-حــــــآجــــ
☜-حــــــآجــــ

وَ إِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ.....جرق....جرق....جرق....جرق....جرق....جرق....جرق....جرق....جرق....جرق....جرق....جرق....جرق....ججرق.... . . . . . . . . اینم یه اسپنــــد دور سر همه بچه های دنبالر گل.... چشم نخورین ایشالا

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ال ناز
ال ناز

چه شبی بود ... پر از گریه , پر از نگرانی ... سرِ شب با عمه م رفتیم بیرون , فکر می کنم نزدیکایِ 9 بود که ازش خدافظی کردم و از هم جدا شدیم ,من رسیدم ولی اون ... نیم ساعت بعد زنگ زدن گفتن تصادف کرده ... فاصله ش تا خونه زیاد نبود ... یادم نمیاد دیگه که چطور لباس پوشیدم و تا اونجارو دوییدم ... جمیعت و که دیدم ... فقط چشم پیِ اون بود ... اونقدر سر و صورتش حونی بود که باورم نمیشد ... مردم می گفتن یه ماشین زده و رفته ... اول زده به اون موتوری که با دست نشونش میدادن .. بعدم به این بیچاره ... زده و رفته ... بعدشم آمبولانسی که بعد از یک ساعت اومد ...! !سه تا مجروح توِیِ یه آمبولانس ...!! تا بیمارستان دستام تو دستاش بود ... مردی که کنارمون رو برانکارد تا همون جا آه و ناله میکرد ولی عمه ... واسه همین سکوتش تا اون جا گریه می کردم ... نمی دونم ... نمی فهمم ما چجور آدمایی هستیم ؟ اونی که زده و رفته ,الان خواب به چشماش میاد ؟ ؟؟؟ امشب لحظه به لحظه ی تصادف سه ماِ پیش و واسم زنده کرد ... همش تو آمبولانس فکر می کردم دستام تو دستای مادرمِ ... مادری که حالا 3 ماهی میشه که دستم ازش دوره ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
علیرضاشاعرِاصلاح طلب
علیرضاشاعرِاصلاح طلب

@وحـــــید