دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دوست
مرد - متاهل
امتیاز: 156.15

دنبال‌شدگان

(14 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(58 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

♥ღ سکوت زندگی♥ღ
shiva-t.jpg ♥ღ سکوت زندگی♥ღ

مگر نگفته بودم الاکلنگ است زندگی تو که بلند شوی کوبیده می شوم به زمین حالا هر چقدر پدر بگوید تو هم وزنم نبودی باور نمی کنم...

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
hiva69.jpg ♥ღ سکوت زندگی♥ღ

به این چشمها می آید که تو را نخواهند؟..

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
yedokhtare 웃
yedokhtare 웃

آدم نمیشوم مـــــن.. لبخنــدت خرم میکند، دوریـــــت سگم..!

این ارسال را بازنشر کرده است.
ســآرا
ســآرا

@┘◄HΘşᙓᓰŇ به آدما اجازه نده اونقدری بهت نزدیک بشن که بتونن بهت ضربه بزنن....یه سنگ تا وقتی از شیشه دوره بی خطره اما....امان از وقتی که سنگ بخواد با سرعت به شیشه نزدیک بشه....

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
دوست
دوست

زين پس تنها ادامه ميدهم، در زير باران. حتي به درخواست چتر هم جواب رد ميدهم. ميخواهم تنهايي ام رابه رخ اين هواي دو نفره بکشم....! باران نبار من نه چتر دارم نه يار...!

این ارسال را بازنشر کرده است.
ܔܜܔ  Sasan ܔܜܔ
18.jpg ܔܜܔ Sasan ܔܜܔ

چه اندازه سخت است زمانی كه لحظه ديدار را انتظار می كشی زمانی كه تپيدنهای دلت به بی نهايت وجود ميرسد تا جايی كه ديگر هيچكدام يك از صداهای اطراف را نمی شنوی زمانی كه چشمانت در تب باريدن دلتنگيهايش می سوزد زمانی كه دنيا را از پشت چشمان غرق در حلقه اشك تار مي بينی زمانی كه هق هقی بلند ميخواهی تا كه آرام شوی

این ارسال را بازنشر کرده است.
دوست
دوست

ناگهان صدايي شنيد:” بيا اينجا عشق. من تو را با خود مي برم.”صداي يک بزرگتر بود. عشق آنقدر خوشحال شد که حتي فراموش کرد اسم ناجي خود را بپرسد. هنگاميکه به خشکي رسيدند.ناجي به راه خود رفت.عشق که تازه متوجه شده بود که چقدر به ناجي خود مديون است از ”دانش “که او هم از عشق بزرگتر بود پرسيد: چه کسي به من کمک کرد؟”دانش“ جواب داد: او زمان بود”زمان“؟ اما چرا به من کمک کرد؟”دانش“ لبخندي زد و با دانايي جواب داد که: ”چون تنها زمان بزرگي عشق را درک مي کند. “

این ارسال را بازنشر کرده است.
دوست
دوست

در روزگارهاي قديم جزيره اي دور افتاده بود که همه احساسات در آن زندگي مي کردند: شادي، غم، دانش عشق و باقي احساسات . روزي به همه آنها اعلام شد که جزيره در حال غرق شدن است. بنابراين هر يک شروع به تعمير قايقهايشان کردند.اما عشق تصميم گرفت که تا لحظه آخر در جزيره بماند. زمانيکه ديگر چيزی از جزيره روي آب نمانده بود عشق تصميم گرفت تا براي نجات خود از ديگران کمک بخواهد. در همين زمان او از ثروت با کشتي با شکوهش در حال گذشتن از آنجا بود کمک خواست.“ثروت، مرا هم با خود مي بري؟”ثروت جواب داد:“نه نمي توانم. مقدار زيادي طلا و نقره در اين قايق هست. من هيچ جايي براي تو ندارم.”عشق تصميم گرفت که از غرور که با قايقي زيبا در حال رد شدن از جزيره بود کمک بخواهد.“غرور لطفاً به من کمک کن.”“نمي توانم عشق. تو خيس شده اي و ممکن است قايقم را خراب کني.”پس عشق از غم که در همان نزديکي بود درخواست کمک کرد.“غم لطفاً مرا با خود ببر.”“آه عشق. آنقدر ناراحتم که دلم ميخواهد تنها باشم.”شادي هم از کنار عشق گذشت اما آنچنان غرق در خوشحالي بود که اصلاً متوجه عشق نشد.ناگهان صدايي شنيد:” بيا اينجا عشق. من تو را با خود مي برم.”صداي

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
دوست
دوست

جلسه محاكمه عشق بود و عقل قاضی،و عشق محكوم... و تبعيد به دورترين نقطه مغز يعنی فراموشی ، قلب تقاضای عفو عشق را داشت ولی همه اعضا با او مخالف بودند قلب شروع كرد به طرفداری از عشق ، آهای چشم مگر تو نبودی كه هر روز آرزوی دیدن چهره زیبایش را داشتی ، ای گوش مگر تو نبودی كه در آرزوی شنيدن صدايش بودی وشما پاها كه هميشه رفتن به سويش بوديد حالا چرا اينچنين با او مخالفيد ؟همه اعضا روی برگرداندند و به نشانه اعتراض جلسه را ترك كردند،تنها عقل و قلب در جلسه ماندند.عقل گفت: ديدی قلب همه از عشق بیزارند،ولی متحيرم با وجودی كه عشق بيشتر از همه تورا آزرده چرا هنوز از او حمايت ميكنی !؟قلب ناليدوگفت: من بدون وجود عشق ديگر نخواهم بود و تنها تكه گوشتی هستم كه هر ثانيه كار ثانيه قبل را تكرار ميكند و فقط با عشق ميتوانم يك قلب واقعی باشم

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
4h5b1jwq3z0oitgtbpg0.jpg ♥ღ سکوت زندگی♥ღ

خسته ام از خلوت هاي ناگهاني از بغض هاي نفس گير ... از چشم هاي هميشه باراني خسته ام.... از خنده هايي كه نقش ميبندند به زور از دلتنگي هاي ناخوانده از آرزوهايي كه يك به يك رفته اند به گور

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
43039838189266760742.jpg ♥ღ سکوت زندگی♥ღ

این که باید "فراموش ات كنم " را فراموش کرده ام ! از تو خرده نمیگیرم چون من برای تو کاری با خودم کردم که هیچ دشمنی با من نکرد.....!

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
l0b5fwsg2wrqlihiuv4b.jpg ♥ღ سکوت زندگی♥ღ

تو همه جا هستي ... همه جا ... در گوشه گوشه ي اين روزهايم ... در كوچه ها ... خيابان ها ... ماشين ... اتاقم ... حتي خواب هايم ... با ياد تو چشمانم را مي بندم و با اسم تو بازشان ميكنم ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
7memrku4rocnm8mvcxew.jpg ♥ღ سکوت زندگی♥ღ

مـــن درد مــــــــی کــشــم ؛ تــــو امــــا …. چشم هـــــایت را ببنـــــــد !

این ارسال را بازنشر کرده است.