دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔ عـلـ[بابا]ــی

درین ســـرای بی کسی، کسی به در نمی زنـــــــد به دشت پر ملال مـــــــــــــا پرنده پَـــر نمیزنـ... درباره »
✔ عـلـ[بابا]ــی
مرد - متاهل
امتیاز: 22843

دنبال‌شدگان

(2075 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1570 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی ... بفهمی زندگی بی‌ "عشق" نازیباست ... تو را در لحظه های روشن با او ... دعایت می کنم "ای مهربان همراه" ... تو هم ای خوب من ... گاهی دعایم کن ... !/ [کیوان شاهبداغی] [فایل]

: )  اَمـــَد
2904201311228.jpg : ) اَمـــَد

مهم نیست کنار ِ ِ امام باشی یا تو شلوغی شهر بین این ساعتها بشی ... که باهاش باشه فکر کن الان کنار ِ فلکه آبی ساعت هم 4:06 بعداظهر ِ الان آروم آروم میری به سمت ِ رضا ... اذن ِ دخول بخون بریم داخل ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دلم به کوی تو هر شام تا سحر می‌گشت / سحر چو می‌شد از آن کو، به ناله بر می‌گشت / شبی که از غم روی تو گریه می‌کردم / تمام روی زمین، ز آب دیده تر می‌گشت ... !/ [فروغی بسطامی]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

وقتی که یک تفاوت ساده در حرف، کفتار را به کفتر تبدیل می کند ... باید به بی تفاوتی واژه ها و واژه های بی طرفی مثل "نان" دل بست ... نان را از هر طرف بخوانی نان است ... !/ [قیصر]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

هیچ کس با هیچ کس سخن نمی گوید! ... که خاموشی، به هزار زبان در سخن است ... !/ [شاملو]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

ای سینه در حرارت سوزان خود بسوز / دیگر سراغ شعله ی آتش ز من مگیر / می‌خواستم که شعله شَوَم سرکشی کنم / مرغی شدم به کنج قفس بسته و اسیر ... !/ [فروغ]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

من و باران و خیابان‌های شهر ... چه قدم‌زنانِ عاشقانه‌ای! ... سپاس‌گزارم! ... اگر نرفته بودی، این شب این‌قدر زیبا نمی‌شد ... !/ [رضا کاظمی]

Maryam
Maryam

موقعي که خدا پنجره ي بهشتو باز کرد ... منو ديد ... ازم پرسيد امروز چه آرزويي داري؟؟ ... گفتم خدايا هميشه مواظب اونایي که الان دارن اين نوشته رو ميخونن باش ... چون برام خيلي عزيزن ...

و 22 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دنيا زيباست محبوب من ... نمی دانستيم برای نشستن زندگی در كنارمان ... چهار پايه ای نداريم ... !/ [شمس لنگرودی/ نت‌هائی برای بلبل چوبی]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

احساسم را بایکوت کردی! ... قلم زخم خورده ام را بر می دارم، تا در حکومت نظامی تنهایی ام ... امضا کنم حکم ناعادلانه ی تبعید ... از رگبار نگاهت را ... !/ [احمد کرمی]

Andishgar
Andishgar
در مشاعره

دانی که را سزد صفت پاکی . . . آن کاو وجود پاک نیالاید

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

و دریغا ... ای آشنایِ خونِ من، ای هم‌سفرِ گریز! ... آن‌ها که دانستند چه بی‌گناه در این دوزخ بی‌عدالت سوخته‌ام ... در شماره از گناهانِ تو کم‌ترند ... !/ [احمد شاملو / آیدا در آینه]

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

@✔ عـلـ[بابا]ــی از عزرائیل تقاضا نمودم خارج از نوبت به زندگی‌ام خاتمه دهد.

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دستان من نمی توانند ... نه ، نمی توانند هرگز این سیب را عادلانه قسمت کنند ... تو به سهم خود فکر می کنی ... من به سهم تو ... !/ [گروس عبدالملکیان / از مجموعه ی «پرنده ی پنهان»]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

گر ز بی مهری مرا از شهر بيرون می‌كنی ... دل كه در كوی تو می‌ماند، به او چون می‌كنی؟ ... !/ [همايی نسائی]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

بحری است "عشق" و عقل ازو برکناره‌ای / کار کنارگی نبود جز نظاره‌ای / در پردهٔ وجود، ز هستی عدم شوند / آنها که ره برند درین پرده پاره‌ای ... !/ [عطار]