دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔ عـلـ[بابا]ــی

درین ســـرای بی کسی، کسی به در نمی زنـــــــد به دشت پر ملال مـــــــــــــا پرنده پَـــر نمیزنـ... درباره »
✔ عـلـ[بابا]ــی
مرد - متاهل
امتیاز: 22843

دنبال‌شدگان

(2075 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1570 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی ... بفهمی زندگی بی‌ "عشق" نازیباست ... تو را در لحظه های روشن با او ... دعایت می کنم "ای مهربان همراه" ... تو هم ای خوب من ... گاهی دعایم کن ... !/ [کیوان شاهبداغی] [فایل]

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

دوستای خوبم خداحافظتون........

leila
leila

خوش به حال آسمون که هر وقت دلش بگیره بی بهونه می باره ... به کسی توجه نمی کنه ... از کسی خجالت نمی کشه ... می باره و می باره و ... اینقدر می باره تا آبی شه ... ‌آفتابی شه ...!!! کاش ... کاش می شد مثل آسمون بود ... کاش می شد وقتی دلت گرفت اونقدر بباری تا بالاخره آفتابی شی ... بعدش هم انگار نه انگار که بارشی بوده

ܔܜܔܔღ shadi ღܔܜܔܔ
ܔܜܔܔღ shadi ღܔܜܔܔ

سلاااااااااااااااام....عصر بخیر...

حمیده
حمیده

سلام. روزتون بخیر و شادی.

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

ما كه رفتيم . شما هم يواش يواش كاسه كوزه تونو جمع كنين بايييييييييييييييييييييييييييييي

mahmood
mahmood

سلام به همه ی دوستانخوب

leila
leila

یادها فراموش نخواهند شد حتی با اجبار و دوستی ها ماندنی هستند حتی با سکوت.

این ارسال را بازنشر کرده است.
sahar
sahar
توسط موبایل

خداحافظ همگی.و التماس دعا.

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

بزرگ‌ترین مصیبت برای یک انسان این است که ... نه سواد کافی برای حرف زدن داشته‌باشد نه شعور لازم برای خاموش ماندن ... !

♣.ĻĕÿĹã.✿
♣.ĻĕÿĹã.✿

بنازم قدرت و بزرگیتو که تا دیروز اینجا جهنم بود الان.....

غـــزالـــــــــــــه
غـــزالـــــــــــــه
توسط موبایل

ســـــــــلام براهـــــــالی دنبـــــــــالر......

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دلیل بارش باران ... !

sahar
sahar
توسط موبایل

سلام به همگی.

پـریـسـا
پـریـسـا

خدافظ

leila
leila

يکي از روزها، پادشاه سه وزيرش را فراخواند و از آنها درخواست کرد کار عجيبي انجام دهند : از هر وزير خواست تا کيسه اي برداشته و به باغ قصر برود و اينکه اين کيسه ها را براي پادشاه با ميوه ها و محصولات تازه پر کنند. همچنين از آنها خواست که در اين کار از هيچ کس کمکي نگيرند و آن را به شخص ديگري واگذار نکنند... وزراء از دستور شاه تعجب کرده و هر کدام کيسه اي برداشته و به سوي باغ به راه افتادند ! وزير اول که به دنبال راضي کردن شاه بود بهترين ميوه ها و با کيفيت ترين محصولات را جمع آوري کرده و پيوسته بهترين را انتخاب مي کرد تا اينکه کيسه اش پر شد... اما وزير دوم با خود فکر مي کرد که شاه اين ميوه ها را براي خود نمي خواهد و احتياجي به آنها ندارد و درون کيسه را نيز نگاه نمي کند، پس با تنبلي و اهمال شروع به جمع کردن نمود و خوب و بد را از هم جدا نمي کرد تا اينکه کيسه را با ميوه ها پر نمود... و وزير سوم که اعتقاد داشت شاه به محتويات اين کيسه اصلا اهميتي نمي دهد کيسه را با علف و برگ درخت و خاشاک پر نمود !!! روز بعد پادشاه دستور داد که وزيران را به همراه کيسه هايي که پر کرده اند بياورند و وقتي وزير