مـن زنــم ! همان ضعیفـه ای که بوی تنش مردانگیـتـــ را بـه زانـو درمـی آورد ! مـن زنـم ! همان ناقـص العقلـی که تمـــام تـو را از چشمـانتــــ مـی فهمـد ! مـن زنـم ! همـان جـنـس دومی که تـو برایش اولیـن و آخرینـی ! مـن زنـم ! همـان زیبای لطیفی کـه با تمــام مردانگیـتــــ روزی هــزار بار اعتـراف می کنی بـدون مـن هیـــچ تـر از هیچـی ...
دلم میخاد بزنم ب خیابون ، پیاده یا با دوچرخه ، برم برم برم ، انقد برم ک نای برگشتن ب خونه رُ نداشته باشم ! ... قشنگیِ شب ب قدم زدن تو خیابونُ موزیک گوش کردن و زیرِ لب خوندنِ ولی حیف ک ... کاش واسه چند ساعت پسر بودم ! . . .