با پسرعموم و داداشم برون بودیم بعد تو ماشین موقع برگشت یک سوتی خفنی داد جلوی من بعد میخواست ماس مالیش کنه داداشم میگفت ول کن امیر آب قطعه دیگ کاردک نکش روش
به مامانم میگم فردا میلادو راضی کن نتو شارژ کنه میگ من تا دوم سوم مهر عمرا بزارم شارژ کنه فردا باید بشینی اتاقتو مرتب کنی و کتاباتو جلد بگیری شبشم که ناهید میاد پیشت روز بعدشم که مدرسه ای بعدم باید عادت کنی به مدرسه تا حالا بعدشو ببینم چی میشه
کادوی روز دخترمو الان گرفتم ی ست طلا سفید گرفتن برام داداشم انگشترشو گرفته بابام گردنبند و گوشواره هاشو مامانمم دست بندشو ذوق مرگ شدم اصنخیلی نازه عاشقش شدم : X