دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

A-F Persian

A-F Persian
مرد - مجرد
امتیاز: 828

دنبال‌شدگان

(115 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(202 کاربر)

گروه‌ها

(7 گروه)

بازدید

A-F Persian
A-F Persian

تلاش برای گنجاندن دموکراسی در دین مثل تلاش برای نصب ویندوز بر روی چرتکه است!!!

A-F Persian
A-F Persian

آسمان آبی را دوست دارم کجای قصه خوابیدی که من تو گریه بیدارم که هر شب حُرم دستاتو به آغوشم بدهکارم

A-F Persian
A-F Persian

نگران نباش.. من خوب می دانم با حسرت ِ نبودنت چگونه تا کنم... فقط برایم بنویس ..... ... هنوز هم لبخند میزنی ...!!!؟

A-F Persian
A-F Persian

دیوانگیست که از همه گلهای رُز تنها بخاطر اینکه خار یکی از آنها در دستمان فرو رفته است متنفر باشیم

A-F Persian
A-F Persian

باید عاشق باشی تا بفهمی نگاه سرد یعنی چه دست سرد یعنی چه ... حرف سرد یعنی چه در مقابل دوستت دارم گفتنت ، سکوت سرد یعنی چه باید عاشق باشی تا بفهمی گرمای حرف و نگاه و دستت وقتی به سرمای او برخورد میکند چگونه روزگارت بخار میشود قطره ای میشود .....!!!

A-F Persian
A-F Persian

ایستادن؛ اجبار كوه بود .. رفتن؛ سرنوشت آب ... ... افتادن؛ تقدیر برگ و صبر، پاداش آدمی! پس بی هیچ چشم داشتی ،حراج محبت كنیم كه، همه ما ، فقط خاطره ایم!

A-F Persian
A-F Persian

عشق خود را ندیدن است یار در وجود خود دیدن است عشق در فراغ یار سوختن است عشق یکدلی وفنا شدن است ..♥♥

A-F Persian
A-F Persian

در دلتنگی دست و پا نزده ای؛ و یک موج ِ بلند از تردید هم روی سرت خراب نشده؛ و هِی هوار هوار کمک نخواسته ای؛ که بعدش خسته شوی ... روی آب دراز بکشی روی هوا چوب خط پُر کنی؛ ... که بفهمی چه می گویم!

A-F Persian
A-F Persian

باور کن هیچ کجای دنیا بوسه برای اتفاق افتادن نیست ... همان طور که تو برای رفتن نبودی به خدا راست می گویم وقتی دست هایت مال من نیست خط عمر کف دستم روز به روز کوتاه تر می شود .....!!!

A-F Persian
A-F Persian

هي نوشتم ...نوشتم..نوشتم... هي پاك كردم ...پاك كردم ...پاك كردم... آخر با خودم بر سر نوشتن يا پاك كردن به تفاهم نرسيدم خدايا مثل اينكه براي نوشتن هم بايد جرأت سخن گفتن داشت... اينبارهم ترجيحآ ....سكوت....ميكنم.

A-F Persian
A-F Persian

به آن اوجی كه در یك فرد تنهاست - به آن هم من رسیدم ! حقایق آمد و رفت ... گذشت و قصه شد در دفتر من تمام قصه هایی كه روزی روزگاری چه پنهان بود و تنها - میان قلب و مغزم ! نوشتن هم دگر بر روی زخمم نمانده مرهمی بر دردِ این تن چه تنها و چه تنهایی ِ سختی ! غمِ دل عاشقانه رویِ دل ماند ! چه عشقی روزگاری در دلم بود ! چه عشقی - آتشی در قلب من بود ! نمی دانم چه شد كز من جدا شد؟؟

A-F Persian
A-F Persian

ای خدا من به کسی کاری ندارم ولی زخم از همه خوردن شده کارم از غریب و کسی که وصله جونه پشت پا خوردن و مردن شده کارم کاشکی هشیاری نصیبم نمی‌شد باعث رنج و فریبم نمی‌شد آخه هشیاری غم بزرگیه کاشکی هشیاری نصیبم نمی‌شد بعضی‌ها قید همه چی رو زدن بعضی‌ها اسیر اقبال بدن اون بالا نشستی گوش کن ای خدا چه عذابیه به دنیا اومدن کاشکی هشیاری نصیبم نمی شد باعث رنج و فریبم نمی شد آخه هشیاری غم بزرگیه کاشکی هشیاری نصیبم نمی ‌شد هرکجا پا میذارم هرجا که می‌رم پیش چشم‌هام می‌بینم حلقه داری ای خدا من خودمم هیچ نمیدونم چرا هر گل پیش چشم‌هام می‌شه خاری کاشکی هشیاری نصیبم نمی شد باعث رنج و فریبم نمی شد آخه هشیاری غم بزرگیه کاشکی هشیاری نصیبم نمی‌شد مرگ تدریجی شده هستی برام نقش خنده دیگه مرده رو لب‌هام ای خدا هرکسی از راه می‌رسه می‌کنه چاه دورنگی پیش پام کاشکی هشیاری نصیبم نمی‌شد باعث رنج و فریبم نمی‌شد آخه هشیاری غم بزرگیه کاشکی هشیاری نصیبم نمی‌شد

A-F Persian
A-F Persian

روزی پدری هنگام مرگ فرزندش را فراخواند و گفت فرزندم تو را سه نصیحت میدهم و امیدوارم که در زندگی به این سه توجه کنی. اول اینکه اگر خواستی ملکی بفروشی ابتدا دستی به سرو وریش بکش و بعد بفروش دوم اینکه اگر خواستی با فاحشه ای همبستر شوی سعی کن ص...بح زود به نزدش بروی و سوم اینکه اگر خواستی قمار بازی کنی سعی کن با بزرگترین قمار باز شهر بازی کنی........... مدتی پس از مرگ پدر او تصمیم گرفت خانه پدری که تنها ارث پدرش بود را بفروشد پس به نصیحت پدرش عمل کرد و آن ملک را با زحمت فراوان سروسامان داد پس از اتمام کار دید خانه بسیار زیبا شده و حیف است که بفروشد پس منصرف شد. مدتی بعد خواست با فاحشه معروف شهر همبستر شود .طبق نصیحت پدر صبح زود به در خانه اش رفت.اما چون صبح زود بود و فاحشه فرصت نکرده بود آرایش کند دید که او بسیار زشت است و منصرف شد مدتی بعد نیز خواست قمار بازی کند.پس از پرسوجوی فراوان بزرگترین قمار باز شهر را پیدا کرد.دید او در خرابه ای زندگی میکند و حتی تن پوش مناسبی هم ندارد.وقتی علتش را پرسید قمارباز بزرگ گفت همه داراییم را در قمار باخته ام.....در نتیجه از این کار هم منصرف شده و ب

A-F Persian
A-F Persian

بخوان از عشق نازنینم بخوان که چه زیبا میخوانی چه زیبا از عشق میگویی چه زیبا عشق را بهاری مینامی و میگویی پاییز و زمستان ندارد چه زیبا از اوج گرمای تابستانش میگویی که تمامی ندارد بخوان ای عشق من بخوان ، عاشقانه بخوان، بخوان که من به تو دلبستم و باور میکنم عشقت را باور میکنم که این عشق زمستان و پاییز ندارد. بخوان و دستهای سرد من را بگیر مرا در آغوش بهاریت جای ده که من دل به پاکیت سپردم . بخوان از واقعیت نه از رویا، بخوان تا همه بدانند عشق ما دو فصل دارد.

A-F Persian
A-F Persian

عشقی که هر روز تازه تر نشود ، اندک اندک به عادت تبدیل می گردد و رنگ بردگی به خود می گیرد . جبران خلیل جبران