A-F Persian
چه حقیرند مردمانی که نه جرات دوست داشتن دارند، نه اراده دوست نداشتن... نه لیاقت دوست داشته شدن، نه متانت دوست داشته نشدن... با این حال مدام شعر عاشقانه می خوانند...! "دکتر شریعتی"
A-F Persian
نمی دانم که دانستى دلیل گریه هایم را نمی دانم که حس کردى حضورت درسکوتم را و می دانم که میدانى ز عاشق بودنت مستم وجود ساده ات بوده که من اینگونه دل بستم
A-F Persian
گفت: بی من چه میکشی؟ گفتم: نفـــــــــس راحت !
A-F Persian
كسی چه میداند امروز چند بار فرو ریختم از دیدن کسی که تنها لباسش شبیه "تو" بود
A-F Persian
نــه نــفـرتــی بــود نـه کــینـه ای … فــقـط یــه دو راهــی بــود، دو تــا آدم ، دو تــا راه ، دو تــا انــتـخـاب . همین ...
A-F Persian
من گمشده ام در شهری که همه میگویند رفیق هستن اما خنجر نارفیقی را خوب پنهان کرده اند
A-F Persian
خوشا دردی!که درمانش تو باشی خوشا راهی! که پایانش تو باشی خوشا چشمی!که رخسار تو بیند خوشا ملکی! که سلطانش تو باشی ... خوشا آن دل! که دلدارش تو گردی خوشا جانی! که جانانش تو باشی
A-F Persian
من و تو یعنی زلالترین ... زیباترین .. با شکوهترین .. به معنای واقعی عاشق عشق : یعنی همه ی دنیا ... و تو... همه ی دنیای من ... کدام زیبایی را ؟ با وجود تو نازنین ..! عوض کنم ؟؟ کدام راه را بروم ؟ که به تو ختم نشود ؟ چه بهانه ای بهتر از تو برای زندگی ؟!!
A-F Persian
زندگي مثل بازي حکمه!! مهم نيست که دست خوبي نداري مهم اينه که يار خوبي داشته باشي؛ اينطوري شايد حتي بتوني بازي باخته رو ببري...
A-F Persian
در سرزمین من زنی از جنس آه نیست این یک حقیقت است که در برکه ماه نیست این یک حقیقت است که در هفت شهر عشق دیگر دلی برای سفر رو به راه نیست
A-F Persian
روزهای تنهایی بعد از تو فراموشی دشوارترین ... از ورای شیشه های بخار گرفته , چشمان به انتظار نشسته ام را ... نخواهی دید... شیارهایی که روی شیشه میماند جای پای اشکهای من است ...
A-F Persian
وقتی کسی را دوست دارید…. بدترین حالت… احساس تنفرش به شما نیست بدترین حالت این است که هیچ احساس خاصی به شما نداشته باشد
A-F Persian
سر: عزیــــــــــــزم!!! دختر: جووونـــــم!!! پسر: گــــــــــلِ من!!! دختر: جانــــم؟؟ پسر: عشــــــقم!!! ... دختر: جان؟؟؟ پسر: زندگـــی من!!! دختر: بله؟؟؟ پسر: نفسِ من!!! دختر: زهـــرمار! بازم اسمم یادت رفته؟؟؟!!
A-F Persian
نمک صبح در آنست که خندان باشد بخیه ظلم است به زخمیکه نمایان باشد جلوه ي صبح قیامت کف دریای من است ... کیست مجنون؟که مرا سلسله جنبان باشد سینه ي صافتر از چهره ي یوسف دارم نقش امید من از سیلی اخوان باشد روزن عالم غیب است دل اهل جنون من و آن شهر ٬ که دیوانه فراوان باشد اهل دل اوست که در وسعت خلق افزاید کعبه آنست که در ناف بیابان باشد شُکر ابریست ٬ که باران کَرَم میبارد برقِ آفت ٬ثمرشکوه ي دهقان باشد از سر خوان قناعت گذرد دست فشان هر که را مرغ ِ کباب ٬از دل ِ بریان باشد ناله ي نای بُود داروی بیهوشی من شیر را خواب فراقت به نِیِستان باشد صبر بر زخم زبان کردن و خاموش شدن در ره کعبه ي دل خار مغیلان باشد...