A-F Persian
هفت شهر عشق را عطار گشت/ ما هنوز اندر خم یک کوچهایم/
A-F Persian
دستانم را ازعقوبت پرنده اي پر مي كنم و درونم را، از حسرت پروازي خالي....!!!
A-F Persian
و در گذرگاه زمان خیمه شب بازی دهر با همه تلخی و شیرینی خود میگذررد عشق ها میمیرند رنگها رنگ دگر میگیرند و فقط خاطره ها خاطره هاخاطره هاست که چه شیرین و چه تلخ دست ناخورده به جا میماند... . .
A-F Persian
دیدی ای دل!!! تو نگفتی... مکث کردی، یار زيبا پر کشید صبر کردی خنده کردی یار زيبا پر کشید حس زيبایت، چرا پنهان نمودی؟ دست دست کردی یار زيبا پر کشید در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست شک داشتی ،استخاره کردیو یار زيبا پر کشید گریه کردی؟ یار زيبا رفت، عشق زيبایت پرید یار زيبا پر کشید ... امیر شکیبا
A-F Persian
با مردي باش كه رژ لبت رو خراب کنه نه ريملتو!!!
A-F Persian
حال خراب آدم....... پرسیدن نداره که............ ولی........ دستاش... گرفتن داره رفیق..............:"||||
A-F Persian
این روزهای بی تو که میگذرد ، فقط میگذرد ، بی هیچ طعمی نه فراقت با من آن میکند که باید - تلخیش بر کامم ، نیست که نیست - نه وجودت و بودت ، هست که شکر بریزد روی این روزهای بی مزهام. نبود تو دور و بر من فضایی از هیچ و پوچ درست کرده است . گیج و منگ ، مبهوت و حیران ، میگردم و گاهی هم نفسی که میآید و میرود حالیام میکند که هنوز زندهام ...
A-F Persian
گفـتـی : نفــریـن میکـنـی..!؟ گفتـــم : نــه... امـــا از خـــدا میخـــوام هیچـکس ، انـــدازه ی من دوسـتت نــداشتـه بــاشــد ....!
A-F Persian
رد پاي دوست تو زندگي ممکنه هيچوقت پاک نشه،پس تو اتخابش دقت کن.
A-F Persian
می دانم کہ گاهے نمے شود اما سعـــی کن آنـــگونہ کہ مے خواهے زنـــدگے کنے ! روحـــت را رهـــا کـــن قالـــب ها نهایتـــا" از تـــــو ، آجـــــر خواهـــند ساخـــت !!!
A-F Persian
عضی آدم ها تو بچگی گوشه کیرن نوجوون که میشن کم رو میشنو خجالتی جوون که میشن بلد نیستن با جنس مخالف ارتباط برقرار کنن دل دادنو حوب بلدن، ولی دل بردنو نه، بلد نیستن!! آخرای جوونی که میشه دیگه واقعاً میفهمن چقدر از همه جا موندن، ولی دیگه کو انگیزه ... ... برید ازشون بپرسید تا براتون توضیح بدن تنهایی یعنی چی! آدمایی مثل من فقط بلدن تنها باشن. میترسن از تنهاییشون بیرون بیان!! گم میشن ...
A-F Persian
به تو عادت کرده بودم ای به من نزدیک تر از من ای حضورم از تو تازه ای نگاهم از تو روشن به تو عادت کرده بودم ... مثل گلبرگی به شبنم مثل عاشقی به غربت مثل مجروحی به مرهم لحظه در لحظه عذابه لحظه های من بی تو تجربه کردن مرگه زندگی کردن بی تو من که در گریزم از من به تو عادت کرده بودم از سکوت و گریه شب به تو حجرت کرده بودم با گل و سنگ و ستاره از تو صحبت کرده بودم خلوت خاطره هامو با تو قسمت کرده بودم خونه لبریز سکوته خونه از خاطره خالی من پر از میل زوالم عشق من تو در چه حالی
A-F Persian
یک روز زندگی پر غوغا و در شهرت و افتخار , بهتر از صد سال گمنامی است. ناپلئون بناپارت
A-F Persian
گاهی باید آرزوهایت را مثل قاصدک بگذاری کف دست و بسپاریشان به دست باد تا بروند و سهم دیگران شوند...
A-F Persian
گیرم که باختهام ... اما کسی جرات ندارد به من دست بزند یا از صفحه بازی بیرونم بیندازد ... شوخی نیست ! من شاه شطرنجم ...