A-F Persian
پذیرش آنچه اتفاق افتاده است، نخستین گام در غلبه بر پیامدهای هر بدشانسی است. ویلیام جیمز."
A-F Persian
تشنگی بهـــــــــــــانه بود آبـــــــــــــ را با لیــــــــــــــوان تــــــــو می خـــــــــــــواســــــــــــتم
A-F Persian
یه روزایی خیلی دلت می گیره برای خیلی چیزا.. برای خاطره ها... برای روزای رفته... برای عمری که رفته... برای عروسک بچگی هات... برای مدرسه... برای بازی های کودکانه... برای تک تک روزا که دارن جوونیت رو با خودشون می برن و امان ایستادنم نمیدن... انقدر دلت می گیره که میخوای بری یه جای دور،دور،دور... یه جا که راحت بتونی اشک بریزی ... یه جاییکه بغض تو گلوت رو فریاد بزنی.... یه جاییکه به خودش نزدیک تر بشی و بهش بگی خسته شدی... خسته از همه چی از همه دنیا... بگی خسته شدم ولی لااقل هوامو داشته باش تا کم نیارم... تو که نزدیکی بهم حتی از رگ گردنم نزدیک تر بازم هوامو داشته باش ... بازم دستامو بگیر... میدونم فقط خودتی که بهم آرامش میدی ...
A-F Persian
خسته ام از بی توجه ای از این دروغی که اگه نگیم کارمون درست نمیشه و......
A-F Persian
از پس سرک کشیدن های پنهانی بنفشه از لابلای حجاب برف و دلبری شکوفه ها از نسیم بی قرار به طراوت عطر،با حکایت همیشگی دل ناگرانی چشم نرگس و رخ شقایق، سال خاکستری در آستانه ی گذار است. سالی در شمارگان سال های دشوار و روزهای ملتهب. تصاویر محبوب که رفتند یا آمدند، عطر های مبهم، دستان پر شک و چشمانی که هر از گاه از اشک پر و خالی شدند و شادی البته، شادی های نادر که چون نفس فرو بردیمشان تا بمانیم و بمانند،آنچه که باقیست موسیقی سرگردانی ست در هوا از هر آنچه بر تو و من رفت، نت های غریبی که تصاویری ابدی را تداعی می کنند و می روند تا باز آیند به تکرار. کاشکی جانمان نیز بروید در آستانه ی پر بارش بهار... سال بر همه ی آنان که هنوز شرری در دل دارند برای عبور از تاریکی ها سبز باد.
A-F Persian
دخترم ، هيچ گاه هم آغوشي هايت را با عشق مقايسه نكن . . . هيچ مردي در رختخواب با تو نامهربان نيست . . . !! " چارلي چاپلين "
A-F Persian
شاید پرنده بود که نالید/ یا باد، در میان درختان/ یا من، که در برابر بن بست قلب خود/ چون موجی از تأسف و شرم و درد/ بالا میآمدم/ و از میان پنجره میدیدم/ که آن دو دست، آن دو سر زنش تلخ/ و همچنان دراز بسوی دو دست من/ در روشنائی سپیده دمی کاذب/ تحلیل میروند/ و یک صدا که در افق سرد/ فریاد زد:/ "خداحافظ. "
A-F Persian
بعد از تو ما به قبرستان ها رو آوردیم/ و مرگ، زیر چادر مادر بزرگ نفس میکشید/ و مرگ، آن درخت تناور بود/ که زنده های اینسوی آغاز/ به شاخه های ملولش دخیل می بستند/ و مرده های آنسوی پایان/ به ریشه های فسفریش چنگ میزدند/ و مرگ روی آن ضریح مقدس نشسته بود/ که در چهار زاویه اش، ناگهان چهار لاله ی آبی/ روشن شدند. / صدای باد می آید/ صدای باد می آید، ای هفت سالگی/ بر خاستم و آب نوشیدم/ و ناگهان به خاطر آوردم/ که کشتزارهای جوان تو از هجوم ملخ ها چگونه ترسیدند...
A-F Persian
بعد از تو ما به قبرستان ها رو آوردیم/ و مرگ، زیر چادر مادر بزرگ نفس میکشید/ و مرگ، آن درخت تناور بود/ که زنده های اینسوی آغاز/ به شاخه های ملولش دخیل می بستند/ و مرده های آنسوی پایان/ به ریشه های فسفریش چنگ میزدند/ و مرگ روی آن ضریح مقدس نشسته بود/ که در چهار زاویه اش، ناگهان چهار لاله ی آبی/ روشن شدند. / صدای باد می آید/ صدای باد می آید، ای هفت سالگی/ بر خاستم و آب نوشیدم/ و ناگهان به خاطر آوردم/ که کشتزارهای جوان تو از هجوم ملخ ها چگونه ترسیدند...
A-F Persian
بارون دوست دارم هنوز چون تو رو یادم میراره فکر میکنم پیشه......
A-F Persian
فقط دو کلمه! بشکنی....میشکنی!!!
A-F Persian
برای استعمار دو چیز لازم است : " اکثریت نادان" و" اقلیت خائن" -فروید-